|
|
|
|
|
جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی شهدا
هر وبلاگ به نام یک شهید از شهدای شهرستان گچساران
زمان شروع: هفته دفاع مقدس سال ١٣٨٨ اختتامیه جشنواره : هفته بسیج سال ١٣٨٨
فرهنگی اجتماعی حوزه مقاومت بسیج امام علی (ع) بسیج سپاه ناحیه گچساران |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 23:49 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
ستاد امتداد مهر (ستاد حاميان مردمي حمايت از دكتر احمدينژاد)پيروزي با صدور بيانيهاي پيروزي قاطع رئيسجمهور محبوب، مردمي، عدالتطلب و ولايتمدار ايران اسلامي، دكتر محمود احمدينژاد را به محضر رهبر معظم انقلاب، ملت بزرگوار و هوشمند ايران و تمام مستضعفان و آزاديخواهان جهان تبريك گفت. متن كامل بيانيه به شرح ذيل است: اذا جاء نصرالله و الفتح . و رايت الناس يدخلون في دين الله افواجا . فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان توابا باز هم حماسهاي ديگر، بازهم نصر و پيروزي ديگر و برگ زريني كه در كتاب تاريخ شكوهمند انقلاب اسلامي ورق ميخورد. ملت عدالتطلب و حقجوي ايرانزمين بازهم به همگان ثابت كرد كه در راه تحقق عدالت و مبارزه بيامان با ظلم و بيداد سر از پا نميشناسد و بر هر تاريكي و ناپاكي، حتي اگر در زير سايه درختان تنومند اما پوسيده انقلاب پنهان شده باشند، خواهد تاخت. ملت بزرگوار ايران با بصيرت و تيزبيني ثابت كرد، كه از حق تعيين سرنوشت خود در راه تحقق ارزشهاي والاي اسلامي و انساني استفاده خواهد كرد، و به هيچ احدي اجازه نخواهد داد تا با كدر كردن سپهر روشن و درخشان پيشروي ملت و وطن عزيزمان، آيندهي زيبايي را كه با تلاشهاي دولت خدمتگذار پديدار گرديده است، مشوه گرداند. حضور بيسابقه ملت ايران در نادرترين انتخابات رياستجمهوري تاريخ انقلاب اسلامي، براي تثبيت قدمهايي است كه چهارسال پيش در جهت حركت بهسوي جامعه عادلانه مهدوي برداشته شده و خط بطلاني است بر تمام فريادها و نعرههايي كه اين روزها گوش ملت نجيب ايران را آزار ميدهد. ستاد امتداد مهر پيروزي قاطع رئيسجمهور محبوب، مردمي، عدالتطلب و ولايتمدار ايران اسلامي، دكتر محمود احمدينژاد را به محضر رهبر معظم انقلاب، ملت بزرگوار و هوشمند ايران و تمام مستضعفان و آزاديخواهان جهان تبريك ميگويد. بيشك رأي قاطع مردم به تداوم مبارزه با فساد و اشرافيگري، سؤاستفاده از اموال و مناصب دولتي، ويژهخواري و پديده آقازادگي نشاندهنده عزم راسخ فرزندان واقعي اميرالمؤمنين(ع) در سده پانزدهم هجري قمري براي تحقق دولت كريمه اسلامي است. ياران و همراهان دولت نهم در ستاد امتداد مهر اين واقعه رشكبرانگيز را از عنايات خداوند سبحان ميدانند و اينك در برار عظمت آن قادر متعال سر به خاك سجده ميسايند و شكر اين نعمت الهي را بجاي ميآورند. به اين اميد كه مقبول درگاه حضرت حق افتد. همچنين از رهبر فرزانه انقلاب كه با رهبري داهيانه خود در برابر سيل فتنه مقاومت كرده و برخورد پدرانه ايشان در لحظات سخت مشعل فروزان اميد براي فرزندان عدالتطلبشان بوده است، سپاسگذاري مينمايد. مسئولان و اعضاي ستاد امتداد مهر به نشانه تشكر از مردم شريف ايران و همه محرومين و مستضعفين كه بيشك صاحبان اصلي اين پيروزي بزرگ الهي هستند، دست يكايك ايشان را صميمانه و گرم ميفشارند و رجاي واثق دارند تا از عهده اين منت بزرگ در قبال اين ملت شريف و بزرگوار برآيد. در انتها از رئيسجمهور محبوبمان نيز به دليل تحمل تمام مصائب، رنجها، تهمتها و افتراها از سوي كسان و ناكسان انقلاب، سپاسگذاريم و بردباري و حلم روزافزون براي برافراشته نگاه داشتن درفش دادگري ملت ايران و تمام مستضعفين جهان از سوي ايشان را از خداوند رحمان و رحيم خواستاريم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:28 توسط رامين چرومي
|
||
|
|
|
|
|
وزیر کشور اعلام کرد محمود احمدی نژاد از مجموع حدود 35 میلیون و 424 هزار و444 رای شمارش شده حدود 22 میلیون و359 هزار و 18 رای را کسب کرده است. به گزارش خبرنگار مهر مستقر در ستاد انتخابات وزارت کشور، صادق محصولی با اعلام این خبرافزود : محسن رضایی از این تعداد رای 607هزار و 135 رای و مهدی کروبی 308 هزار و 113 رای را کسب کرده اند. وزیر کشورهمچنین خبر داد که میرحسین موسوی دیگر کاندیدای انتخابات 11 میلیون و 150 هزار و 178 رای را حائز شده است . به گفته محصولی این آمار از حدود 366 شهرستان به دست آمده است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:16 توسط رامين چرومي
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرگزاري فارس، اعضاي شوراي مركزي مجاهدين انقلاب و حزب مشاركت در اين جلسه ميرحسين موسوي را تحت فشار قرار دادند كه با صدور بيانيه، گفتگو با خبرنگاران داخلي و خارجي، شبكههاي ماهوارهاي، ملاقات با مسئولان نظام از پذيرش راي 24 ميليوني مردم به محمود احمدينژاد خودداري كند. برخي از اين افراطيون با فراخوان اراذل و اوباش از نقاط مختلف در صدد برآمدهاند در شهر آشوب و بلوا برپا كنند. رسانهها و راديوهاي خارجي نيز با بسيج خبرنگاران و تصويربرداي خود سعي دارند شيريني پيروزي مردم در انتخابات را با بزرگنمايي برخي تحركات آشوبگرانه اراذل در كام مردم تلخ كنند. مردم ايران ديروز با مشاركت 85 درصدي در انتخابات دهم رياست جمهوري بالاترين رقم حضور را پس از رفراندوم جمهوري اسلامي رقم زدند و با انتخاب 63 درصدي از كل آراي ماخوذه، محمود احمدينژاد وي را بعنوان رئيس جمهوري اسلامي ايران برگزيدند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:14 توسط رامين چرومي
|
||
|
|
|
|
|
اصفهان - خبرگزاری مهر: 89 درصد واجدین شرایط در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند. به گزارش خبرنگار مهر در اصفهان، پس از پایان شمارش آرا در اصفهان از مجموع دو میلیون و 637 هزار و 253 رای، یک میلیون و 798 هزار و 896 رای که برابر با 68 درصد کل آرای مردم اصفهان است به احمدی نژاد اختصاص یافت. همچنین میرحسین موسوی دیگر کاندیدای دور دهم انتخابات ریاست جمهوری پس از احمدی نژاد 746 هزار و 513 رای برابر با 28 درصد آرا را به خود اختصاص داد. پس از موسوی محسن رضایی با 51 هزار و 168 رای 0.019 درصد آرای اصفهان را به خود اختصاص داده است و پس از وی نیز مهدی کروبی با 14 هزار و 912 رای برابر با 0.0056 درصد آرای استان اصفهان را از آن خود کرده اند. به گزارش مهر در سطح استان اصفهان دو هزار و 280 شعبه صندوق اخذ رای رسالت اخذ آراء در اصفهان را بر عهده داشتند، همچنین از مجموع دو میلیون و 987 هزار و 664 نفر واجدین شرایط رای در سطح استان اصفهان، 89 درصد از مردم در این دوره از انتخابات شرکت داشتند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:13 توسط رامين چرومي
|
||
|
|
|
|
|
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا از انجام آن چه "بحث قوی" انتخاباتی در ایران دانسته استقبال کرده است. به گزارش عصرایران به نقل از BBC رئیس جمهوری آمریکا روز جمعه (12 ژوئن) در اولین واکنش به انتخابات ریاست جمهوری در ایران گفت: "ما بسیار خوشحالیم در مورد آن چه به نظر می رسد وقوع یک بحث قوی در ایران باشد." باراک اوباما این اظهارات را در کاخ سفید در واشنگتن بیان کرد. او از کاندیدای خاصی حمایت نکرد. باراک اوباما گفت که در نهایت مردم ایران سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری این کشور را رقم خواهند زد، هر چند وی تاکید کرد معتقد است که امکان تغییر در روابط کشورش با ایران وجود دارد. وی گفت که صرف نظر از این که چه کاندیدایی در این انتخابات پیروز شود، امیدوار است بحث های جدی انتخاباتی که در ایران برگزار شده است، بتواند توانایی آمریکا برای تعامل با ایران را تقویت کند. او گفت: مردم ایران به دنبال امکانات جدیدی هستند. باراک اوباما پیشتر ابراز امیدواری کرده بود که مذاکرات در مورد برنامه اتمی ایران را پس از اتمام انتخابات ریاست جمهوری ایران آغاز کند. همزمان، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا نیز رای گیری ها در ایران را "نشانه مثبتی" ارزیابی کرده است. او روز جمعه گفت که این نشانه بسیار مثبتی است که مردم ایران می خواهند صدایشان شنیده و رای آن ها شمرده شود. به گفته هیلاری کلینتون، آمریکا مانند کشورهای دیگر منتظر تعیین نتیجه انتخابات ایران است. وزارت خارجه آمریکا روز جمعه تاکید کرد که تلاش آمریکا برای گفتگو با ایران با نتیجه انتخابات در این کشور ارتباطی ندارد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:11 توسط رامين چرومي
|
||
|
|
|
|
|
با مشخص شدن پیروزی قاطع محمود احمدی نژاد، آمارهای جالبی از محبوبیت وی در زادگاه سرسخت ترین مخالف وی به دست آمد. به گزارش جهان روستای بهرمان واقع در استان کرمان زادگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی است که اکثریت مردم آن محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور خود برگزیدند. در این روستای کوچک 1122 رای محمود احمدی نژاد و 730 رای میرحسین موسوی (کاندیدای مورد حمایت آیت الله هاشمی) کسب کردند. لازم به ذکر است هاشمی رفسنجانی روز چهارشنبه در نامه ای توهین آمیز خطاب به مقام معظم رهبری تلویحا با اشاره به محبوبیت خود، اتهامات محمود احمدی نژاد به آقازاده هایش را باعث جوشش خون مردم دانسته بود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:10 توسط رامين چرومي
|
||
|
|
|
|
|
دلم برای میر حسین می سوزد . چراکه او یک روزی نخست وزیر ایران بوده است . اگر هم اشتباهاتی داشته بالاخره زمان دفاع مقدس بوده و روحیه ی ایثارگری مردم و کم توقعی و از این قبیل حرف ها . شاید بتوان استعفای جنجالی اش را با این بهانه ها سر پوش نهاد و هرچه باشد مردم او را نخست وزیر زمان جنگ می دانند. اما او بعد از نخست وزیری از مناصب دولتی کنار کشید و وارد دنیای هنری خویش شد . اما او اکنون بعد از 20 سال وارد صحنه شده است و با پشتیبانی نهضت آزادی وبه قول جامعه ی مدرسین، سازمان نامشروع مجاهدین و سایر هواداران خاتمی. آری او با نزدیکی به نهضت آزادی و سازمان مجاهدین انقلاب مسیر واقعی خود را در ولایتی بودن نشان داد .آری او هیچگاه 18 تیر و مسائلی از این قبیل را نیده بود و الا هیچگاه اظهار نظری این چنین نمی کرد که من اکنون احساس خطر برای نظام می کنم که وارد شده ام. آری او هیچگاه سخنان رهبر معظم انقلاب را در مورد دولت نهم نشنیده بود. این دوران یک برکت دارد و یک آزمایش سخت و برکت آن این است که کاندیداها برای رای آوردن دانسته اند که باید از مقام عظمای ولایت و امام و شهدا و آرمان های انقلاب به خوبی مایه بگذارند چرا که مردم به کسی دلبسته اند که با ولایت و شهادت و آرمان های اقلاب اسلامی مانوس باشد . اما آزمایش سختش این است که مردم باید از میان 4 نفر کسی را انتخاب کنند که هر چهار نفر این افراد ادعای ولایتی بودن و مطیع رهبری بودن و پایبند به آرمان های انقلاب و امام(ره) و شهدا، دارند. و این جا انتخاب سخت می شود . البته سنت خداوند همین بوده است که هر چه زمان به جلوتر می رود ، امتحانات نیز سخت تر می شود چراکه آگاهی ها بیشتر می شود و مگر نه این است که از انسان ها به اندازه ی آگاهی و دانییشان امتحان می گیرند. امتحان سقیفه ، عاشورا ، انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس ، دوم خرداد ، سوم تیر و 22 خرداد و ... پیروزی آن است که در مقابل انجام عملت در مقابل خداوند سربلند باشی . پس کسی پیروز است که در این دوران و تا قیامت مطیع امر رهبر در زمان غیبت و مطیع امر امام حاضر (ع) باشد و اندکی از خط و مسیر انان منحرف نشود. و در این دوران و در این آزمایش سخت تنها کسی پیروز است که به سخنان رهبر عزیز انقلاب به خوبی گوش فرا دهد و به هر چه که رسید عمل کند و البته فرمایشات رهبرعزیز در این زمان کاملا واضح است. حال کاندیداها هرکدام با پخش فیلم تبلیغاتی خود سعی کرده اند که خود را مطیع امر رهبر و پایبند به آرمان های امام خمینی (ره)و شهدا نشان دهند . و از آنجا که قشر مستضعف و پا برهنه همیشه در طول این 30 سال پشتیبان نظام بوده است و بیشترین حضور در انتخابات نیز مخصوص این قشر است و در ضمن از منابع و اخبار سایت های مختلف به صورت کامل خبر ندارند . انتخاب از بین این 4 تن سخت خواهد شد. اما از شواهد موجود این فرضیه به نظرمی رسد که رقابت بین احمدی نژاد و موسوی به صورت جدی ادامه دارد. احمدی نژاد که باز به صورت مردمی وارد صحنه شده و از پشتیبانی مردم بهره مند است و موسوی که از حمایت اکثر دوم خردادی ها و نهضت آزادی و سازمان مجاهدین بهره مند است . حال سوال این است که اگر نهضت آزادی و سازمان مجاهدین برای موسوی سودي داشتند در اين فیلم تبلیغتاتی حتی یک اشاره هم به آنان نشرد و نقاط اساسی فیلم ، سخنرانی های زمان نخست وزیری بود و در پایان نیز تصویر او و تصویر مقام معظم رهبری در یک کادر به نمایش در آمد.؟ چرا در ستاد کسی که از اسلام و آنقلاب و آرمانهایش دم می زند ، دختران و پسران ، آنجا را با اتاق خوابشان اشتباهی می گیرند؟ چرا آقای مجیدی از گردهم آیی حامیان موسوی در ستادهایش و در همایش هایش تصویری نشان نداد ؟ چرا افرادی در ستاد های میرحسین موسوی و در اطرافش کار می کنند که یک روزی حاضر نبودند حتی اسم ولایت و واظح تر بگویم نام امام خمینی و امام خامنه ای (روحی فداهما) در محافل بر سر زبان باشد؟ چرا کسانی که از لابی های صهیونیستی پول می گرفتند تا ارزش های دفاع مقدس را لکه دار کنند ( البته خون شهدا بسیار لغزنده است و هر کس بخواهد پایش را بر روی آن بگذارد با صورت به زمین خواهد خورد) در حال حاضر از موسوی حمایت می کنند؟ چرا افرادی که منتقد اصلی موسوی بوده اند ، در حال حاضر نسخه ی معرفتی و شرعی می پیچند که هر کاری می توانید بکنید تا موسوی رای بیاورد و احمدی نژاد زمین بخورد؟ پاسخ را کوتاه خواهم داد. چون احمدی نژاد در 4 سال ریاست جمهوری اش حتی به یک نفر از آقازاده ها و مافیاها باج نداده است و اگر هم نام آنان را نبرده ، فقط برای مصلحت نظام اسلامی بوده است. جرم احمدی نژاد این است که توانسته روحیه ی انقلابی را در جامعه پرورش دهد . سرمایه های صهیونیستی را برای متلاشی کردن انقلاب و نظام اسلامی ، بر باد دهد . قدرت های بزرگ مادی را در کشور های خودشان به سخره گرفته و به چالش بکشد. جرم احمدی نژاد این است که در قلب محرومین و آزادگان ایران و جهان جای دارد. اما درمیان تمامی ناملایمت ها و تخریبها از سمت دو جناح علیه احمدی نژاد و دولت مردمی اش ، تنها مسئله ای که باعث می شد ، طراوت و شادابی و روحیه به شخص رئیس جمهور و دولتمردان بازگردد، اخلاص و کار برای رضای خداوند و امام زمان (عج) و نایب ایشان مقام معظم رهبری بوده است . که فردی که کار را برای رضای الله م می کند ، نه از تعریف ها خوشنود و نه از تخریب ها غمگین می شود. و البته مقام معظم رهبری در سفر اخیر خود به کردستان در جمع مردم فرمود که " چیزهایی که انسان می شنود ، باور نمی کند که از زبان نامزد ها و آن کسانی باشد که دنبال این مسئولیت ها هستند، از روی صدق و صفا خارج شده باشد... نامزد ها ی محتر م توجه داشته باشند : اذهان عمومی را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن ، تخریب کننده ی اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست .بنده که از همه ی این آقایان اوضاع کشور را بیشتر می دانم و بهتر خبر دارم ، میدانم که بسیاری از از این مطالبی که به عنوان انتقاد در باره ی وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها می گویند، خلاف واقع است؛ اشتباه می کنید. انشاءالله اشتباه می کنید."(22/2/88) در پایان توجه عمیق شما را به سخن مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در مورد دولت نهم جلب می کنم . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل : با روی کار آمدن دولت نهم ، انقلاب در مسیر واقعی خود قرار گرفت. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:53 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
تجمع دانشجويان در اعتراض به نزديكان هاشمي جمعي از دانشجويان در اعتراض به تخريبهاي صورت گرفته عليه محمود احمدينژاد از سوي نزديكان هاشمي رفسنجاني، فردا در مقابل مجمع تشخيص مصحلت نظام تجمع اعتراضآميزي برگزار ميكنند. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، اين تجمع ساعت 17:30 فردا چهارشنبه در مقابل دفتر مجمع تشخيص مصلحت نظام، واقع در خيابان وليعصر، بالاتر از خيابان امام خميني(ره) آغاز خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:50 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
از زمانی که میرحسین موسوی نامزد ریاست جمهوری شده است، یک سئوال اساسی همچون سایه به دنبال اوست و او را رها نمی کند، و میرحسین هر چند ابتدا تلاش می کرد از این سئوال به نحوی بگریزد، اما اکنون به نظر می رسد که تسلیم آن شده است. اما نه تسلیمی ساده بلکه تسلیمی که بتواند تهدید هولناک این سئوال را به فرصتی طلایی برای او تبدیل کند. سئوال پیش روی میرحسین این است که او از سال 68 که از سیاست کناره گرفت، و اکنون در سال 88 دوباره می خواهد به قدرت بازگردد، طی این بیست سال میرحسین کجا بوده است و چه کرده است و چرا اکنون بعد از این همه سال، دوباره به سیاست بازگشته و آن هم بازگشتی که سودای ریاست جمهوری را در اعماق جان و ذهن او افکنده است. لازم است قدری این سئوال را بشکافیم تا اهمیت آن را دریابیم، و آن گاه نحوه رفتار میرحسین در قبال این سئوال و علت آن را بهتر درک خواهیم کرد. مفاد این سئوال دارای دو شق است که هر دو شق آن، به نفع میرحسین نیست. شق اول این است که میرحسین، بیست سال از جریان امور کلان کشور، به دور بوده است. و از مردم کناره گرفته، و از شادی و غم ملت، فارغ بوده است. او زمانی که در طی هشت سال دولت اصلاحات، نظام دچار چالشی عمیق از سوی استحاله طلبان و تندروها شده، و ارزش های اسلام و انقلاب و شیعه و ملت پرافتخار ایران، مورد هتک و هجوم و جسارت دشمنان داخلی و خارجی قرار گرفته بود، به جای ورود در صحنه و دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی، ترجیح می داد که در گالری های نقاشی، از تابلوهای پست مدرن لذت برد! و در برج عاج روشنفکران در آن محافل کذایی، در باب شعر و موسیقی و هنر و معماری مدرن و گاهی هم سیاست و فرهنگ چیزی بگوید و بشنود از جنس همان حرف های تکراری که مدام روشنفکری این مملکت در نشریات و روزنامه های زنجیره ای شان، به یکدیگر تحویل می دهند و کسی هم نه حرفشان را و نه خودشان را تحویل می گیرد. این پرسش در واقع گذشته میرحسین را در جلوی او قرار می دهد، گذشته ای که فرار از آن چندان ساده نیست. خصوصاً ملت ایران نمی تواند درک کند که چرا کسی که سال ها در مسند قدرت در این کشور بوده است، به یکباره کنج عزلت برمی گزیند و بعد به یکباره و آن هم طلبکارانه که انگار تمامی ایران و ایرانی، بدهکار اویند، دوباره بازگردد و انتظار داشته باشد، به محض بازگشتش ملت به خیابان ها بریزند و برایش جشن و پایکوبی به راه بیندازند تا موج اجتماعی حضورش، همه را مسحور خویش کند! در حقیقت، این سئوال، سئوالات زیادی را در دل خویش نهفته است. میرحسین در طی این بیست سال، چون از توده های ملت ایران دور بوده است، آنها تصویر روشنی از او ندارند. به ویژه این که در همین چند ماهی هم که میرحسین دوباره به مدد جذبه نامرئی قدرت و وسوسه های اطرافیانش، در انظار همگان آفتابی شده است، میرحسین 88 با میرحسین 68، همخوانی چندان معقول و منطقی ندارد. و گویی میرحسین به جای این که بوی عطر دهه شصت را بدهد، بوی تند و نامفهومی را می دهد که هر چه هست، چندان به مذاق ملت ایران خوش نمی آید. و ملت با آن احساس بیگانگی می کند. و از همین روست که شبح این سئوال خواب میرحسین را آشفته است که در این بیست سال کجا بودی و چه می کردی؟ در این بیست سال کجا بودی زمانی که در همین خیابان های تهران بعد از 18 تیر، مزدوران دشمنان ملت ایران در خیابان های تهران، آشوب به پا کرده بودند و چادر از سر زنان می کشیدند و جوانان مذهبی را تا حد مرگ کتک می زندند و مسجدها را آتش می زدند. آقای میرحسین در آن زمان چه می کرد. چرا حتی یک کلمه در ذم و قدح اوباش اجیر شده چیزی نگفت و ننوشت.. و ملت ایران برخلاف آنچه دوستان روشنفکر میرحسین مدام در محافل شان بلغور می کنند، حافظه تاریخی درخشان و خوبی دارد. شق دوم این پرسش این است که میرحسین نه تنها در این بیست سال، هر چند از چشم ها ناپیدا بود اما به کنج عزلت نگریخته و در دولت های آقایان هاشمی و خاتمی حضور داشته بود، آن هم حضوری فعال و شور انگیز، به گونه ای که میرحسین خود به حضورش در سمت مشاورت هاشمی و خاتمی می بالد و آن را نشان می دهد تا همگان بدانند میرحسین در این مدت، در جریان امور کشور بوده است و از اوضاع بی خبر نیست. و حتی بالاتر از این، نه تنها بی خبر نیست بلکه در این 16 سال، اوضاع آن قدر بر وفق خواست و مراد او بوده است که در کنار احساس لذت و خوشی از عملکرد این دولت ها، با خیالی آسوده، دعوت نزدیکانش را که از او می خواستند به روی صحنه بیاید، با قاطعیت رد می کرد. اما در این جا مشکل کوچکی وجود دارد. ملت ایران در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 ، با رأی دادن به کسی که نماد مخالفت با سیاست های 16 ساله اخیر بود، نشان دادند که نمی خواهند دوباره به آن دوران بازگردند، ابتدا در دوره اول انتخابات، محکم و بدون ذره ای تردید، دست رد به سینه کسانی زدند که در طول هشت سال دولت اصلاحات، ملت را و نظام را به زور فشار از بالا و چانه زنی در پایین می خواستند کشان کشان به سمت دموکراسی غربی و توسعه سیاسی ببرند و در دور دوم نیز، نه بزرگ خود را به توسعه اقتصادی که بر اساس خواست صندوق بین المللی پول باشد و توسعه سیاسی ای که یک سرش در دست عروسکان سکولار خیمه شب باز داخلی بود و سر دیگرش در دست سیاستمداران مستبد غربی با صدای رسا به گوش همگان رساندند. ملت ایران در انتخابات 84 نشان داد که با کسی خویشاوندی ندارد و هر زمان که لازم باشد، اراده خویش را که برخاسته از اراده انقلاب اسلامی و اسلام است، در راه آرمان های متعالی اسلام و امام به کار می گیرد. اکنون با این اوصاف، باز سایه پرسش اساسی دوباره بر سر میرحسین می افتد، اما با مفادی متفاوت. در این جا، میرحسین باید پاسخ گوید که آیا به دنبال آن است که کشور را به قبل از سال 84 بازگرداند و نقش هاشمی و خاتمی را بازی کند، یا نه ؟ اگر جواب آری است که اظهارت میرحسین نیز بر صحت آن گواه است، پس میرحسین باید پاسخ گوید که در این سال ها مگر ندیده است که مردم از سیاست های سازندگی که عدالت را در پای توسعه غربی قربانی می کرد و از سیاست های اصلاحاتچیان که اسلام و انقلاب را در پای لیبرال – دموکراسی غربی به مسلخ می برد، دل خوشی ندارند. میرحسین این بیست سال کجا بوده است که بدون در نظر گرفتن خواست ملت، باز هم به دنبال همان آش و همان کاسه سابق است. میرحسین در این بیست سال چه می کرده است که اکنون دوباره باز هم به دنبال همان چیزهایی است که چندین بار است کسانی که از آنها دم زده اند، مورد بی اعتمادی و طرد مردم واقع شده اند. حال ببینیم جناب میرحسین موسوی چگونه می خواهد خود را از شر مخمصه این سئوال خلاص نماید. میرحسین چون که نمی توانست مفاد شق اول این پرسش را بپذیرد، این که او از سیاست برکنار بوده است و عزلت گزین شده و در غم و شادی ملت شریک نبوده است را فوراً رد کرد و در اولین کنفرانس مطبوعاتی اش، به شق دوم پرسش پناه برد و گفت که او مشاورت هاشمی و خاتمی را در دوره 16 ساله عهده دار بوده است و از جریان مملکت باخبر. اما با پذیرش همین شق، مفاد متفاوت پرسش که سیاست های این دوره برای ملت، ناخوشایند است و برای بار چندم ملت ایران به آنها و حامیان آنها در انتخابات ریاست جمهوری 84 جواب خود را برای آخرین بار داده اند، جریان حامی میرحسین را مجبور کرد که در برابر این پرسش بیش از این مقاومت نکنند و تسلیم آن شوند چرا که فرار از این پرسش برای آنها دیگر ممکن نبود و هر چه که بیشتر دست و پا می زدند در باتلاق آن بیشتر فرو می رفتند. میرحسین تسلیم شد اما تلاش می کند از طریق شگرد نخ نمای فرار به جلو و مقصرتراشی، عده ای دیگر را مسئول وضعیت مبهم و ناخوشایند بیست ساله خودش معرفی کند. در واقع میرحسین به نوعی می خواهد ماهیت این پرسش را دگرگون و تحریف نماید و وانمود کند که او خواسته است که در صحنه حضور یابد اما صدا و سیما با سانسور او و عدم بخش تصویرش، این بیست سال، او را از چشمان مردم پنهان کرده است. در واقع جریان میرحسین با این تاکتیک، گمان می کنند از تهدید این پرسش، به فرصتی طلایی دست یافته اند. آنها می خواهند با متهم نمودن صدا و سیما و دیگر نهادهای مرتبط نظام، هم سنگینی این پرسش را از دوش خویش بردارند و هم به نوعی از میرحسین سید مظلومی بسازند که در عین حال که شال سبزی بر گردن خویش آویخته است، صدا و سیما به دلایلی کاملا ً مبهم و ناشناخته، اظهارت او را در نقد تلاش گروه های استحاله طلب برای فروپاشی اجتماعی نظام اسلامی بخش نمی کند و سانسور می کند! اولاً چرا میرحسین، بر فرض که صدا و سیما او را سانسور کرده است از روزنامه های برادارن اصلاحتچی و یا روزنامه های اصولگرایان برای اظهار نظر خویش و اظهار خویش استفاده نکرده است. ثانیاً میرحسین چرا باید از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ممنوع التصویر شود. ثالثاً میرحسین اکنون که در صدا و سیما آزادانه نظرات خود را می گوید واقعاً این بیست سال کجا بوده است که انگار مثل کسانی سخن می گوید که بعد از نیم قرن دوباره به ایران بازگشته اند. و باید سال ها طول بکشد تا بفهمند در این کشور چه می گذرد و مردم این کشور چه روحیات و خلقیاتی دارند؟ رابعاً آیا میرحسین در این بیست سال هر جا بوده است و هر کاری که کرده است، کسی به او گوشزد نکرده است که ملت ایران از کسانی که خود را بالاتر از او بدانند و متکبر باشند، نفرت دارد و حاضر نیست عزت خویش را به دوستی بزرگترین ابرقدرت جهان معاوضه کند و کسانی که بخواهند در مقابلش گردن کلفتی کنند و او را تحقیر نمایند، با آنها کاری خواهد که از صحنه روزگار برای ابد محو شوند. میرحسین از برکت ارتباط با اصلاحتچیانی که ملت را به خاطر پایبندی به راه امام و اسلام و قرآن تحقیر می کردند، به گونه ای متکبرانه با ملت سخن می گوید. و بهتر است بداند عاقبت کسانی که با ملت ایران چنین رفتار کردند، چه بود. یکی از همین اصلاحاتی هایی که بعد از 4 سال دوباره از غارهای توهماتشان بیرون آمده اند و اتفاقاً از حامیان موسوی است، گفته است که اگر میرحسین موسوی رأی نیاورد باید در فکر بقای خود باشیم. راستی اگر میرحسین از همین آقایان بپرسد به او خواهند گفت ملت ایران، چگونه به آنها نشان داده اند که غرور و تکبر را، با غرور و تکبر پاسخ داده اند. و اینان اکنون از بی اعتنایی و استغنای ملت ایران در برابر قدرت های جهانی و دنباله های شان که خودشان هستند، به ستوه آمده اند. .... و این قصه سر دراز دارد. راستی آقای میرحسین این بیست سال کجا بوده اید... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:48 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، جبهه عدالت و پيشرفت كه داراي بيش از 200 عضو است و اكثريت آن را نمايندگان فراكسيون اصولگرايان مجلس تشكيل ميدهند، در بيانيهاي تحليلي دلايل حمايت خود از كانديداتوري محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام كرد. در اين بيانيه آمده است: اگر چه حضور همگاني در انتخابات و انتخابات در تعيين سرنوشت كشور و ملت شاخص ترين نماد آزادي و استقلال يك ملت است اما گاه ويژگيها به شرايط حاكم بر جهان، منطقه و كشور ضرورت حضور را مضاعف تر ميكند. در اين بيانيه با اشاره به اينكه موقعيت كنوني نظام ايران اسلامي در منطقه و جهان يك موقعيت كاملا استثنايي است، تاكيد شده است كه ملت ايران هيچ گاه به اين اندازه مقتدر، توانا و اميدوار به آينده درخشان خود نبوده است؛ رهبريهاي داهيانه مقام معظم رهبري تهديدات عليه ملت ايران را به فرصت جهش به سوي آينده و دستيابي به سند آينده روشن تبديل كرده است. در ادامه اين بيانه دلايلي هفتگانه حمايت از محمود احمدي نژاد در انتخابات پيش رو به اين شرح اعلام شده است: 1- روحيه مردمي و به ويژه نشاط و شادابي در خدمت به مردي از جنس مردم 2- اعتقاد به ارزشهاي انقلاب و توانمندي نظام ديني در مواجه به مشكلات نظام جهاني 3 - فاصله معني دار با رقبا در كليه نظر سنجي هاي انتخاباتي انجام شده از سوي همه سازمانها، نهادها و جناحهاي سياسي در ماههاي اخير 4- پايبند بودن به شعارهاي انتخاباتي خود از جمله سادهزيستي، عدم اشرافيگري، انجام سفرهاي استاني، كاهش شديد فساد و دستگاههاي دولتي و ... 5- دفاع از استقلال و عزت ملت ايران در مجامع بينالمللي از جمله دانشگاه كلمبيا و نيز حضور قدرتمندانه در اجلاس دوربان 2 در ژنو. 6- به ثمر رساند و تثبيت فعاليتهاي هستهاي صلحآميز ايران كه عمدتا با ناتواني دولت گذشته درحال از دست رفتن بود. 7- آغاز طرحهاي بزرگ و برنامههاي ناتمام اقتصادي و اجتماعي مانند بنگاههاي كوچك و زودبازده، سهام عدالت، خصوصيسازي، مصوبات مختلف استاني و غيره به نيازمند تكامل در دوره دوم رياست جمهوري است. در انتهاي اين بيانيه آمده است: بديهي است اين جبهه با احترام به تمامي نامزدها و با در نظر گرفتن شاخصهاي اصلح، ضرورتها، سوابق و عملكرد نامزدها و همچنين بررسي خط مشي احزاب، گروهها كه سياسي حامي آنان در نهايت دكتر محمود احمدينژاد كه فارغ از وابستگي به جريانهاي سهمخواهي سياسي به ميدان آمده را به عنوان "اصلح نامزدها " تشخيص داده و وي را به عنوان دهمين رئيس جمهوري اسلامي ايران انتخاب خواهد كرد. گفتني است جبهه عدالت و پيشرفت كه با شعار "احمدينژاد رئيس جمهوري براي همه " در چهارم خردادماه وارد عرصه انتخاباتي شده است، پس از فراكسيونهاي انقلاب اسلامي، زنان، اصولگرايان و مجمع نمايندگان روحاني مجلس از كانديداتوري محمود احمدي نژاد در انتخابات آينده حمايت كرده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:45 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، حدادعادل در پاسخ به سؤال يكي از حضار افزود: بازگشت به دوران دوم خرداد براي مردم وحشتناك است. وي درباره مناظره احمدينژاد و موسوي گفت: من تخريبهايي را كه از سوي هر دو نفر در مناظره صورت گرفت را تأييد نميكنم. در عين حال حمايت از احمدينژاد را در انتخابات رياست جمهوري لازم و ضروري ميدانم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:43 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرنگار سياسي فارس، پس از برگزاري مناظره محمود احمدينژاد و ميرحسين موسوي، چهار مركز معتبر نظرسنجي با بسيج نيروهاي خود در 30 استان كشور، اقدام به سنجش تغييرات آراي كانديداها كردند كه نتايج حاصله حكايت از جهش 12 درصدي آراي احمدينژاد دارد. مناظره دو كانديداي مطرح رياست جمهوري كه 50 ميليون نفر را به پاي تلويزيونها كشاند، تأثير قابل ملاحظهاي در تغيير آراي احمدينژاد و موسوي داشت به گونهاي كه سبد رأي احمدينژاد را از 51 به 63 درصد رساند. براساس اين گزارش، بيشترين افزايش آراي احمدينژاد مربوط به مراكز استانها به ويژه شهرهاي تهران، اصفهان، مشهد، اهواز، تبريز، اروميه، ساري، كرمان، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، زنجان، همدان و سنندج بوده است. بر اساس يافته هاي نظرسنجي 14 خرداد، علاوه بر تغييرات چشمگيري كه در آراي احمدي نژاد به وجود آمده، در ميزان مشاركت مردم هم رشد 5 درصدي را شاهد هستيم و ميزان مشاركت ملي از مرز 65 درصد گذشته است. طرفداران احمدي نژاد كه پيش از اين بيشترين تمركز و فعاليت انتخاباتي خود را معطوف شهرهاي متوسط، كوچك و روستاها نموده بودند با افزايش ميزان آراي احمدي نژاد در تهران و مراكز استانها، از هم اكنون در تدارك برپايي جشن پيروزي در مرحله اول انتخابات هستند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:39 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
احمد توكلي نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به سخنان اخير رئيس جمهور جديد آمريكا در خصوص آمادگي اين كشور براي گفتگوي بدون پيش شرط با ايران گفت: در ارزيابي عملكرد دولت نهم نقاط قوت و ضعفي وجود دارد و در عرصه سياست خارجي و بين المللي در مجموع صرف نظر از برخي تاكتيكهاي قابل نقد، در فهرست نقاط قوت دولت قرار ميگيرد كه جمهوري اسلامي و ملت ايران را در موضعي عزتمندانه تر از قبل قرار داده است. وي افزود: تامين منافع ملي در حوزه سياست خارجي جز با ايستادگي بر اصول و برخورد مقتدرانه و متكي بر حمايت ملي در كنار تدبير و هوشياري كه همانا حاكميت سه عنصر عزت، حكمت و مصلحت است ممكن نميباشد و مردم ما فراموش نكردهاند كه آمريكاييها و دولتهاي قبلي چه زيادهخواهيهايي در گذشته داشتهاند و چگونه از موضع استكباري خواستار تعليق مسئله هستهاي و يا دست برداشتن از حمايت از تروريسم و نقض حقوق بشر كه همگي ادعاهاي واهي آنها بود براي انجام گفتگو بين آمريكا و غرب از يك سو و جمهوري اسلامي ايران از طرف ديگر بودند، اما برخورد عزتمندانه در سالهاي اخير شرايط را بگونهاي رقم زده است كه اوباما اعلام ميكند كه بدون پيش شرط حاضر به گفتگو با ايران است. نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي در پايان اظهار داشت: اين گفته اوباما حتي اگر در حد تبلغات باشد تائيد كننده مسيري است كه از موضع اقتدار براي تامين منافع ملت ايران اتخاذ شده است و جاي آن دارد كه مورد تحسين و نه تخريب قرار گيرد و كاركردهاي موبوط به سياست خارجي علاوه بر عزت و اقتدار لزوما بايد با حكمت، مصلحت، تدبير و هوشياري همراه باشد و اگر چنين چيزي رخ داد در تمام زمينههاي مربوط به سياست خارجي عملكرد مسئولان مثبت و بيش از پيش تامين كننده منافع ملي خواهد بود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:38 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش بينا نيوز به نقل از خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمود احمدينژاد رئيس جمهور كشورمان در گفتوگوي ويژه خبري امشب كه از شبكه 2 سيما پخش شد در ابتداي سخنان خود با اشاره به قيام 15 خرداد گفت: امروز سالگرد قيام 15 خرداد است و ياد اين قيام شهداي اين قيام و امام شهدا را گرامي ميداريم و از خداوند ميخواهم كه ياد و نام آنها هميشه در ملت ما و در جهان زنده باشد. وي افزود: من از همه ملت ايران به خاطر همه خوبيها، بزرگواريها، تحملها و همراهيهايشان صميمانه تشكر و سپاسگزاري ميكنم و بايد تشكري از مردم عزيز و غيرتمند اصفهان داشته باشم كه از فرودگاه تا ميدان امام اصفهان از خادم خودشان استقبال كردند و مورد لطف خود قرار دادند. رئيس جمهور با طرح اين سؤال كه آيا ما پيرو آن امام نيستيم كه وقتي ناظر بر بازار اهواز دچار انحراف مالي شد به حاكم اهواز نامه نوشت و گفت كه به محض دريافت اين نامه بايد آن فرد را بركنار كني و آبروي او را بريزي و مبادا در مجازات او غفلت كني كه نزد خدا خوار ميشوي؟ اظهار داشت: امام علي (ع) به حاكم اهواز گفت كه اگر اين كار را نكني من تو را به زشتترين شكلي بركنار خواهم كرد و سؤال اينجاست كه چرا اينگونه است؟ دليل آن اين است كه بيتالمال اموال عمومي، آبرو و عزت عمومي و حيثت يك ملت مهمترين سرمايه يك ملت است و در نزد خداوند متعال بسيار مهم و ارزشمند است. احمدينژاد با طرح سؤالي از مردم گفت: آيا يادتان هست كه 4 سال قبل در همين نشست تلويزيوني من چه چيزي را بيان كردم و يك هفته در ميان دو مرحله انتخابات سنگينترين هجمهها به بنده كه يك معلم ساده بودم و براي خدمت حاضر شده بودم وارد شد و تهمتهاي بسياري به بنده نسبت دادند و من در آن زمان اعلام كردم كه ظاهراً وارد منطقه ممنوعه شدهام يعني اينجا اختصاص به عدهاي خاص دارد و من خارج از يك يك حلقهاي هستم و ظاهرا بيش از حد مردم كه من هم جزو آن بودم پايم را دراز كردم. وي افزود: نظام جمهوري اسلامي ايران يك نظام الهي است و از متن فطرت مردم برآمده است و بدنبال ارزشهاي الهي و انساني است و عدالت، مهرورزي، مردمگرايي و پاكي جزو ذات اين نظام است و همه اين نظام براي مردم و در خدمت به مردم و همراه مردم و براي كرامت و عزت مردم است و جايگاه مردم در اين نظام برجستهترين جايگاه است و امام راحل نيز فرمودهاند كه مردم ولي نعمت ما هستند و معني آن اين است كه همه چيز مردم هستند و امروز هم مشاهده ميكنيد كه مقام معظم رهبري و همه دلسوزان و مردم انقلاب را براي خودشان ميدانند و اتفاقاً سرمايهگذاري اصلي را مردم كردند و اين همه شهيد اين مردم دادهاند و اين همه مقاومت را انجام دادند. رئيس جمهور ادامه داد: نظام جمهوري اسلامي ايران برپا شد و خدمات بسيار زيادي صورت گرفت اما معلوم شد كه ظرفيتهاي اين ملت بسيار بيشتر از اين حد است و اين يعني توانمنديهاي ملت ايران فوق آن چيزي بود كه محقق شد و يك ملتي كه تمدنساز است و بايد در دنيا حرف اول را بزند، در همه عرصهها دچار مشكلات عديده شده بود و ما يادمان هست كه پيش از انقلاب در چه فضايي زندگي ميكرديم. احمدينژاد با بيان اينكه ضعف در مديريت باعث فاصله گرفتن از ارزشها و جايگاه واقعي ملت ايران شد، گفت: به دليل ضعف مديريتي كه در گذشته وجود داشت يك اخلاق اشرافيگري در سيستم مديريتي ما شكل گرفت يعني يك عدهاي پيدا شدند كه آرام آرام خود را برتر از مردم دانست و ارتباطاتي بين خودشان برقرار كردند و بعد از مدتي خود را مالك كشور و ملت دانستند و براي خودشان حقوقي بيش از حق مردم و جايگاهي بالاتر از جايگاه مردم قائل شدند. وي افزود: اين افراد بعد از مدتي خودشان را معادل كل نظام تلقي كردند و ميخواستند كه قدرت به طور انحصاري در اختيار خودشان، دوستانشان و احزابشان باشد و كساني كه با آنها همراهي ميكنند و اين سيستم اشرافيگري را به رسميت ميشناسند، نظام اموال عمومي و منافع ملت را براي خانواده و نزديكان خودشان ميدانستند و افراد و نزديكان خود را در وزارتخانهها قرار ميدادند و به آنها ميگفتند كه ناظر ما باش و در بسياري از وزارتخانهها وزير شخص دوم آن وزارتخانه بود و آن نماينده و آن فردي كه حتي به عنوان معاون بود حرف اول را ميزد كه يكي از اين وزارتخانهها وزارت نفت بود كه افرادي از خانواده همين حلقه آنجا حضور داشتند و در بحث نفت حكمراني ميكردند. رئيس جمهور در ادامه اظهار داشت: اين افراد در گلوگاههاي مختلف مستقر شدند و سهم خودشان را بر سهم ملت ترجيح دادند و اگر ميخواست كاري در كشور شكل بگيرد حتماً ميبايست از مسير آنها عبور ميكرد و براي ديگران حقي قائل نبودند و اين افراد بتدريج به يك طبقه ممتاز در كشور تبديل شدند و يك حلقه بسته مديريتي شكل گرفت كه تنها آدمها جابجا ميشدند اما اساس كار مانند هم بود و يك عده خاص را به بازي ميگرفتند و دراين حلقه داراي منافع مشترك بودند. احمدينژاد با بيان اينكه 4 سال گذشته من وارد منطقه ممنوع همين افراد شدم گفت: زماني كه من وارد منطقه اين افراد شدم يك جو سنگين عليه من شكل گرفت و بدترين تهمتها به من زده شد و اين سؤال مطرح است كه جرم من چه چيزي بود؟ و پاسخ اين است كه جرم من اين بود كه من خارج از اين حلقه بودم و به ضوابط حاكم بر اين حلقه معتقد نبودم و به آن اعتقادي نداشتم؛ لذا سنگينترين تخريبها عليه من اتفاق افتاد. وي با اشاره به عدم توقف تخريبها پس از انتخابات سوم تير 84 گفت: در طول اين 4 سال با اسفتاده از قدرت مالي بدست آمده در آن زمان تخريبها عليه من و دولت ادامه پيدا كرد و رسانههاي متعدد داخلي همراه با رسانههاي خارجي شروع به تخريب كردند و اگر به آن 2 رسانه تصويري مهم دو استعمارگر نگاه كنيد مشاهده ميكنيد 80 درصد برنامههاي فارسي آنها عليه بنده است و آنها براي خود و خانوادهشان حريمي درست كرده بودند كه هيچيك از احاد ملت و حتي قوه قضاييه و ناظران كشور حق ورود و سؤال از آنها را نداشت اما ملت در انتخابات نهم اين حلقه را شكست و يك نهي بزرگ به آن سيستم مديريتي گذشته گفتند. رئيس جمهور با بيان اينكه ما در اين 4 سال به هرجايي كه رفتيم انگار حريم آنها بود گفت: ما هرجايي را كه ميخواستيم در اين 4 سال اصلاح كنيم آنها فرياد ميزدند و هرجايي كه پا ميگذاشتيم مشاهده ميكرديم كه دم يكي از همين افراد در آنجا است و آنها از هر وسيلهاي براي شكست اين دولت استفاده ميكردند. احمدينژاد در ادامه اظهار داشت: با وجود همه اين تخريبها اما ما با ملت يك عهد بسته بوديم تا كشور را بسازيم تا بتوانيم در عرصههاي گوناگون به پيش برويم لذا بايد سكوت ميكرديم و بايد تحمل ميكرديم تا امور كشور جلو برود تا اين دستها بتدريج از عرصهها قطع بشود و همه تلاش ما اين بود كه اين فشارها به مردم منتقل نشود و من تا به امروز هيچگونه گله و شكايتي نكردهام و هيچ موضوعي را با مردم در ميان نگذاشتهام مگر در موارد خاص كه اين مشي دولت موفق بود و 4 سال خدمات بسيار گستردهاي در كشور انجام شد. وي افزود: آنها نگران بودند كه اين حلقه بسته به طور كامل منهدم بشود و راه براي حضور نيروهاي مردمي و نيروهاي انقلاب و مستقل خادم مردم در عرصههاي گوناگون باز شود و آنها همواره به دنبال مجازات كردن ملت بودند و ملت را به منحرف شدن و اشتباه كردن متهم كردند و هدفشان پشيمان كردن ملت بود. رئيس جمهور با بيان اينكه برخي افراد براي پشيمان كردن ملت به كاري از جمله كارشكنيهاي گسترده و اخلال دست زدند گفت: ماجراي مسكن يك ماجراي عادي نبود و آنها هم در فضاي رسانههاي تورم انتظاري را دامن ميزدند و هم در بازار مسكن دائماً به طور كاذب نرخها را افزايش ميدادند و در تبليغات نيز فحش آن را به دولت ميدادند و دولت را خطاب قرار ميدادند و در اين 4 سال چقدر به اين دولت اتهامات واهي زدند و گفتند كه اين دولت كار كارشناسي بلد نيست و روشهاي آن درست نيست و در اين راستا اخبار جعلي و دروغهاي بزرگ را منتشر كردند. احمدينژاد با بيان اينكه ما در اين 4 سال به اين دورغها و اخبار جعلي پاسخ نداديم گفت: هدف ما ادامه روش آنها نبود و تئوريهاي ما با آنها متفاوت بود چرا كه آنها براي اكثريت مردم اهميتي قائل نبودند و معتقد بودند اين افرادي كه محروم و ضعيف هستند بايد از بين بروند و كسي كه مسئول تهران بود صريحاً گفت كه ما براي كساني كار ميكنيم كه توانايي مالي براي زندگي كردن دارند و در برنامههاي توسعه خود ميگفتند كه قشرهايي كه ناتوان هستند و نميتوانند خود را بالا بكشند بايد از بين بروند و بسياري از برنامهريزيها در همين جهت بود و بسياري از روستاها ويران شد و مهاجرتهاي گسترده در كشور انجام شد و فاصله طبقاتي در كشور گسترش پيدا كرد و مشكلات فراواني براي كشور ايجاد شد. وي افزود: برخلاف فشارهايي كه آنها وارد كردند نه تنها دولت شكست نخورد بلكه به لطف خداوند و عنايات حضرت ولي عصر (عج) و حمايتهاي مردم دستاوردهاي چشمگيري در اين دولت حاصل شد و ما امروز در جبهههاي گوناگون داراي دستاوردهاي مهمي هستيم اما برخي اصرار دارند كه اين دستاوردها را با دروغهاي بزرگ پنهان كنند و در اين 4 سال هر عرصهاي را كه انتخاب كنيد وضعيت ما بهتر از 4 سال مشابه اين دولت است. رئيس جمهور با اشاره به مانور رقباي اين دولت بر روي مسئله تورم گفت: امروز كه تورم 15 درصد است آنها اصرار ميكنند كه تورم 25 درصد است اما متوسط تورم 4 ساله اين دولت از 4 سال اول ساير دولتها پايينتر است و تورم كه در دولت اول 22، در دولت دوم 24 و در دولت سوم 17.5 درصد است در اين دولت 16.5 درصد است و امروز هم با تدابيري كه دولت به كار گرفته است اين تورم در حال كاهش است ضمن اينكه رشد اقتصادي ما در جاي خود قرار دارد. احمدينژاد با اشاره به عرصه كاهش نرخ بيكاري گفت: بيش از 2 درصد عليرغم سنگينترين فشارها كه بر ما وارد شد نرخ بيكاري ما در حال كاهش است در حالي كه در تمام دنيا نرخ بيكاري در حال افزايش است و در آمريكا از 6.5 به 9.5 درصد افزايش يافته و در كل منطقه نرخ بيكاري در حال افزايش است و در حالي در ايران تورم در حال كاهش است كه در منطقه ما يعني خاورميانه درصد تورم كشورها 60 درصد رشد كرده است يعني اگر 10 درصد بوده است به 16 درصد و اگر 16 درصد بوده است به 23 درصد رسيده اما عدد تورم ما در حال كاهش است. وي با اشاره به كاهش فاصله طبقاتي در اين دولت گفت: مسئلهاي به نام ضريب جيني وجود دارد كه در واقع فاصله بين دهكهاي درآمدي را نشان ميدهد كه كمترين آن براي اولينبار به 0.3897 درصد در سال 87 رسيديم و روشن است كه دولت با توزيع سهام عدالت و افزايش درآمد كارمندان و شروع طرحهاي زودبازده از دورترين نقاط كشور تلاش كرد تا ثروت را در ميان مردم توزيع كند تا فاصله طبقاتي در كشور كاهش پيدا كند. رئيس جمهور افزود: ما امروز كمترين فاصله طبقاتي را در طول بعد از انقلاب در حال تجربه هستيم و در سرمايهگذاريها و در كارهاي عمراني كار به همين ترتيب است. احمدينژاد با بيان اينكه اگر مسائل مختلف گفته نشود ممكن است تصويري كه مردم از تاريخ دارند تصويري روشن نباشد گفت: برخي گفتهاند كه دولت بانكها را حياط خلوت خود قرار داده است اما طي 24 سال قبل از اين دولت همه بانكها بدون كنترل از بانك مركزي پول برداشت ميكردند و زماني كه به اين دولت رسيد 11هزار ميليارد تومان پول از بانك مركزي برداشته بودند و دولت بدهكار بود و اين يعني در سال 60 تا 64 كه 320 ميليارد تومان آن در آن زمان از بانك مركزي برداشته شده بود و ما آن را همان 320 ميليارد تومان حساب كرديم در حالي كه مردم ميدانند خانهاي كه در آن زمان 250 هزار تومان بود، امروز 100 ميليون تومان است. وي افزود: در آن زمان 320 ميليارد تومان پول از بانك مركزي در 4 سال اول جنگ برداشته شده و اين امر ادامه پيدا كرد و به 11 هزار ميليارد تومان رسيد و براي اولينبار اين دولت هزار ميليارد الي هزار و 300 ميليارد آن را كاهش داد چرا كه اين امر ريشه بسياري از تورمها است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 10:1 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به خراسان رضوي محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان طي سخناني در جمع پرشور زائران و مجاوران حرم رضوي كه در رواق امام خميني (ره) و صحن هاي ديگر حضور پيدا كرده بودند با اشاره به آغاز سفرهاي استاني هيئت دولت از مشهد مقدس گفت: در دور اول، شروع كار دولت از مشهد مقدس و از كنار حرم امام رضا (ع) آغاز شد و خداوند را سپاسگزارم كه اين بار هم توفيق داد تا از مشهد و از بهترين نقطه ايران زمين كار را شروع كنيم. وي افزود: در بين راه مردم بزرگواري كردند و از نوكر نوكر نوكرهاي امام رضا (ع) استقبال كردند. من در طول مسير دائما به ياد اهل بيت(ع) و امت امام رضا بودم كه اگر شما مردم در زمان ايشان حضور داشتيد آن مظلوميت و آن اسارتها و اذيت و آزارها و آن شهادتها اتفاق نمي افتاد. شايد خداوند شما را براي امروز ذخيره كرده تا با يك قيام عظيم ،مقدمات ظهور فرزند زهرا (س) را فراهم كنيم و پيامبر(ع) و آل او را از مظلوميت نجات دهيد. رئيس جمهور با اشاره به مسئوليت دولت اسلامي گفت: شما همه ميدانيد كه در فرهنگ انقلاب و اسلام ،حاكمان و دولت مسئوليت هاي فراوان و بسيار سنگيني بر دوش دارند اما نميخواهم اينجا از مسئوليت عدالت، مهر ورزي، ايجاد وحدت و ديگر مسئوليتها صحبت كنم. احمدي نژاد ادامه داد: صيانت از منابع ملي و منافع عمومي ملت يكي از مهمترين وظايف يك دولت است و هر جا كه منافع اشخاص و گروه ها و اصحاب قدرت در مقابل منافع مردم قرار ميگيرد دولت موظف است طرف منافع ملت و منافع ملي را بگيرد و قدرت طلبان و خود خواهان را كنار بگذارد. وي با اشاره به اهداف انقلاب اسلامي در قالب جمهوري اسلامي ايران گفت: انقلاب اسلامي آمد تا همه حصارها را بشكند و بيشتر از 200 هزار سرو بلند ملت شهيد شدند تا قامت ملت سرافراز بماند و حكومتي بر پا شود كه الگويي براي همه ملتها و كشورها و سكوي پرشي به سمت حكومت جهاني حضرت وليعصر (عج) بشود. رئيس جمهور ادامه داد: در اين دوره 30 ساله همواره به شهادت امام (ره) و رهبري، ملت ايران وظايف خود را به خوبي انجام داده اند و هر جايي كه حضور آنها لازم بود در صحنه حضور پيدا كردند و هر جا كه جانبازي لازم بود مردم به صحنه آمدند و جانبازي كردند.21 سال بعد از پايان جنگ نيز ملت هميشه مسئوليتهاي خود را به خوبي شناخته و به آنها عمل كرده است. احمدي نژاد با اشاره به انحرافي كه پس از جنگ در مسير به وجود آمد گفت: پس از جنگ تحميلي يك انحراف از سيستم حكومتي شكل گرفت و زاويه آن از مسير انقلاب هر روز بيشتر شد و آن وقتي بود كه گروهي از اصحاب قدرت خود را تافتهاي جدا بافته فرض كردند و دوران مسئوليت را بيش از آنكه فرصتي براي انجام مسئوليت و خدمت به مردم بدانند براي كسب ثروت و قدرت تلقي كردند و در اين جهت از آن استفاده كردند. وي افزود: بعد از اين انحراف ،گروهبازي ،دسته بندي گروهها و جناحها جاي ارزش ها ملي و منافع ملت را گرفت و به جايي رسيديم كه اگر مسئولي تخلف ميكرد مديران بالاتر به جاي ترجيح منافع ملي و منافع ملت بر آن مدير متخلف آن مدير را بر انقلاب ترجيح ميدادند و اين وضعيت به جايي رسيد كه اگر مردم از دست يك بخشدار و يك معاون ناراحت ميشدند و ناراضي بودند و او را در مسير انقلاب نميدانستند، فريادشان به جايي نميرسيد و مدير خاطي به بهانه بسط قدرت بر ملت ترجيح داده ميشد. رئيس جمهور همچنين اظهار داشت: در تهران فردي را محاكمه كردند و در تلويزيون نيز محاكمه او به طور مستقيم پخش شد و آن فرد در حضور قاضي اعتراف كرد كه بيش از 250 ميليون تومان از بيت المال را در سال 73 ، 74 و 75 هزينه كرده است و اين در حالي بود كه مردم در حال خرد شدن بودند. آن مدير اعلام كرد كه آن افرادي كه در آمد ندارند بايد تهران را ترك كنند و تهران جاي افراد فقير نيست و جاي كساني است كه پول آنها از پارو بالا ميرود و مديران به جاي اينكه از اين عمل زشت شرمنده بشوند همه بسيج شدند تا از او حمايت كنند و آن فرد خاطي را يك قهرمان معرفي شود. احمدي نژاد با اشاره به حضور يك گروه 150 نفر بر مراكز تصميم گيري مهم كشور گفت: يك گروه 150 نفره در مراكز مهم تصميم گيري مستقر شده بودند و در دولت 8 ساله جنگ و دولت بعدي آن و دولت بعدي آن دولت همه اين افراد حضور داشتند و بدانيد كه بساط ميلياردهاي جديد تازه به دوران رسيده از همين مديران كه خود را جدا از مردم ميدانستند بيرون آمد. *فضاي تخريب انتخاباتي سال 84 هنوز هم ادامه دارد وي ادامه داد: اين مديران كه با جيب خالي وارد دولت شده بودند همه شمال شهر نشين و ميليارد شدند و حساب هاي داخلي و خارجي براي خود در بانكها باز كردند و دولت بعدي و بعدي نيز از همديگر حمايت كردند و بعد از 24 سال شما تصميم گرفتيد مسير را اصلاح كنيد و به كس ديگري به غير از اين جمع بسته راي بدهيد و راه را براي اصلاح ساختاري كشور و براي ريشه كن كردن فقر و فساد و تبعيض باز كنيد و شما حلقه بسته اين افراد را شكستيد. رئيس جمهور با اشاره به جريانات تخريب و تهمت زني در انتخابات رياست جمهوري سال 84 گفت: فضاي سال 84 و جريانات آن زمان هنوز هم ادامه دارد و كار هنوز تمام نشده است. احمدي نژاد با اشاره به سنگ اندازي ها و اقدامات برخي افراد عليه دولت در بحث سياست خارجي گفت: بعد از انتخابات قرار بود كه ما در اولين سفر به اجلاس كنفرانس اسلامي برويم و يكي از همين آقايان كه از روز اول در مسند قدرت حضور داشته براي پادشاه يكي از كشورهاي خليج فارس پيغامي فرستاد و به او گفت كه ما نگران هستيم كه احمدي نژاد به آنجا آمده و شرايط عوض شده است. اين فرد همان كسي بود كه براي اين افراد پول نقد ميفرستاد و آن فرد گفت كه شما نگران نباشيد چرا كه ما با فشاري كه به دولت ميآوريم اين دولت را ظرف چند ماه ديگر ساقط ميكنيم. اما من به آن پادشاه گفتم كه اين انتخابات راي ملت است و همه ملت از اين دولت حمايت خواهند كرد و در شرايطي كه 4 سال ملت ما سينه به سينه با آمريكا ايستاده بود و آمريكا در پشت مرزهاي ما حضور يافته بود و آرايش حمله گرفته بود برخي در داخل براي فرصت دادن به دشمن از هيچ فشاري بر دولت و ملت فرو گذار نكردند تا جايي كه برخي به غربيها اعلام كردند كه بر عليه ايران قطعنامه صادر كنيد و فشار وارد كنيد چرا كه با فشار جبهه داخل از بين ميرود. وي ادامه داد: در شرايطي كه اوج فشار دشمن بود زماني كه سرماي زودرس، محصولات كشاورزي را خراب كرده بود برخي مسئله گوجه فرنگي را به مسئله اول و مشكل اول كشور تبديل كردند اما شما مردم ايستاديد و همه آنها را سركوب كرديد. رئيس جمهور با اشاره به حضور 24 ساله يك باند قدرت و ثروت در كشور گفت: 24 سال بر خلاف نظر مردم و رهبري يك باند قدرت و ثروت شكل گرفت و به ظاهر در برابر يكديگر بودند و در برخي مواقع با هم رقابت هم ميكردند، اما همه آنها بر سر حفظ قدرت و مديريت با هم متحد بودند. مانند امروز كه برخي در سه دولت قبل، دو دولت قبل و دولت قبل در كنار هم حضور داشتند. آيا ادعاي آنها كه ميگويند شرايط كشور ويژه است حقيقت دارد آيا در گذشته كشور مشكلي نداشت آيا آنها به ما گلستان تحويل دادند كه ما آن را تخريب كرده باشيم اما امروز برخي از اين افراد بعد از 27 سال متوجه شدند كه آن روستايي و آن كارگر مشكل دارد . اگر مردم اين مسير را اصلاح نميكردند باز هم آنها حاضر به اقرار به وجود مشكلات در كشور نبودند و ما به آنها ميگوييم كه چرا زد و بند ميكنيد و در حالي كه مردم مشكل داشتند آنها ميگفتند كه ما اشتباه ميكنيم و بايد در مسير توسعه سياسي برخي از مردم له شوند. احمدينژاد با اشاره به هجمههاي سنگين عليه دولت گفت: اين هجمه سنگيني كه امروز به دولت وارد ميشود در طول تاريخ بيسابقه است و امروز نيز برخي منفيبافي، شايعه، تهمت، دروغ و اهانتهاي بسياري را عليه افرادي كه خود را صرف خدمت كردهاند روا داشته است و مخصوص اين دو سه ماه نيست اين تهمتها و افتراها افزايش بيشتري داشته است. وي افزود: آنها به ما گفتند كه چهار سال قدرت از دستشان خارج و به دست دولتي آمد كه گوشش به حرف آنها و گروهها بدهكار نيست و اگر بماند ويژه خواري هاي آنها و گروهها را به طور كامل ريشهكن و منهدم ميكند و انقلاب را به طور كامل نجات خواهد داد. رئيسجمهور اظهار داشت: امروز افرادي به دولت توهين ميكنند اما من از زبان شما به آنها پاسخ ميدهم كه خداوند شاهد است كه ما سينههاي خود و گلوهاي خود را براي تيزي تهمتها، دروغها، جوسازيها و افتراها آماده كرديم و اما در برابر زيادهخواهي آنها تسليم نخواهيم شد. احمدينژاد با اشاره به ناظر و شاهد بودن امام رضا(ع) بر اعمال و رفتار انسانها گفت: در محضر امام رضا (ع) به شما ميگويم كه تا به امروز حتي يك دهم ثانيه هم در ذهن من خطور نكرده است كه احمدينژاد هم كسي است. چرا كه ما خادم ملت هستيم و تا ابد مديون و نوكر ملت باقي ميمانيم. *احمدي نژاد:مخالفان دولت روشهاي هيتلري عليه ملت در پيش گرفتهاند وي افزود: آنها به گونهاي با ما حرف ميزنند كه انگار آن زماني كه آنها حضور داشتند هيچ مشكلي در كشور وجود نداشت اما در مناظرهها به آنها خواهم گفت كه در هر بخشي و هر شاخصهاي كه در طول انقلاب انتخاب كنيم بهترينها متعلق به فرزندان خادم شما در اين دولت است. رئيسجمهور با اشاره به جنگ رواني عليه دولت گفت: آنها يك جنگ رواني شناخته شده را انتخاب كردهاند كه حرف مشاور هيتلر بود و او گفته بود كه براي پيروزي در مقابل رقباي خود دروغها را آنقدر بزرگ جلوه دهيد كه همه آن را باور كنند و امروز يك روش هيتلري عليه دولت به كار گرفته شود كه اين جنگ در دنيا براي همه شناخته شده است. احمدينژاد با اشاره به دروغها و تهمتها عليه دولت نهم گفت: برخي امروز ميگويند آنقدر دروغ و تهمت بزنيد تا گذشته از ذهن مردم پاك شود و با يك ترفند جهت را عضو كنند اما به آنها ميگويم كه شما نه با من بلكه با ملت بزرگ ايران طرف هستيد. وي افزود: افرادي كه ميگفتند قشر فقير بايد از بين برود و برنامهريزيهايي ميكردند كه عليه ملت بود به ما ميگويند كه منطق ما منطق ضعف و مانع توسعه است اما آنها حالا به حال محرومين و فقرا اشك ميريزند، ولي من به آنها ميگويم كه همه كانديداها، خانوادههاي آنها و ستادهاي حاميشان، اموالشان را براي ملت اعلام كنند تا مردم ببينند كه آنها چه چيزي دارند، اما به اين شرط كه اگر كسي بخشي از اموال خود پنهان كرد دولت حق داشته باشد آن را مصادره كند تا آن قسمت از اموال را در خدمت مردم و براي خدمت به مردم هزينه كند. رئيسجمهور در ادامه اظهار داشت: آنها ميخواهند حلقههايي كه شكسته شده و در آستانه انحدام است را با هم جمع كنند و آن حلقههاي منحدم شده را ترميم كنند. احمدينژاد با طرح اين سئوال كه اين اشرافيت دولتي كه مقام معظم رهبري آن را فرياد زدند از كجا آمده؟ گفت: سال 68 مانند بسياري از افراد از مأموريت به تهران بازگشته بودم و يك آقايي كه معاون وزارت صنايع و انسان بسيار خوبي هم بود از من كمك خواست و براي اينكه ما را قانع كند تا به او كمك كنيم دو سه سند به ما ارائه كرد و گفت براي اينكه بدانيم چه كاري بايد انجام دهيد اين سندها را به شما نشان ميدهم كه يك آقايي با وزارت صنايع سنگين رابطه داشت و 150 ميليون، دلار هفت توماني گرفته بود تا كارخانه بسازد اما سه سال گذشته است و نه از آن فرد خبري است و نه حتي آدرس دقيقي از آن وجود دارد لذا بايد ما اين افراد را پيدا كنيم و اين پولها را از آنها بگيريم و به من گفت كه صدها پرونده مانند اين پرونده وجود دارد كه بايد پول آن به بيتالمال بازگردد. *برخي مسئولان سابق براي شروع رانتخواريهاي گذشته دور هم جمع شدهاند وي با اشاره به دريافت موافقتهاي اصولي در گذشته گفت: هميشه شما يادتان هست كه موافقتنامههاي اصولي سندي است كه به فرد دريافت كننده اجازه ميدهد تا كارخانهاي بسازد و از آنجايي كه در بازار دلار 120 تومان بود، اما دولت دلار 7 توماني واگذار ميكرد متقاضي براي دريافت اين دلار زياد بود و صفهاي طولاني براي دريافت آن تشكيل ميشد و هر كس ميتوانست اين موافقتنامه ها را دريافت كند نانش در روغن بود. وي افزود: در سال 74 به كارخانهاي رفتم كه اگر افراد اصرار كنند مشخصات آن كارخانه را ارائه خواهم كرد و در اين كارخانه وسائلي بود كه از خارج كشور وارد شده بود كه با 85 ميليون، دلار 7 توماني آورده شده بود. من به چند كارشناس دستور دادم تا براي ارزيابي قيمت هاي اين كارخانه تحقيق كنند و بعد از بررسي كاتولوگهاي دستگاهها به من گزارش دادند كه اين كارخانه 45 ميليون دلار ارزش دارد در حالي كه در بيرون دلار 250 الي 300 تومان بود و وزير صنايع وقت از من خواست كه به اين كارخانه باز هم كمك كنم. به آن وزير گفتم كه چگونه ممكن است كه اين فرد 85 ميليون دلار پول گرفته و 45 ميليون دلار را از آن را خرج كرده و 10 الي 12 ميليارد هم از بانكها وام گرفتند و شما اگر آن 40 ميليون تومان را ضربدر 300 تومان قيمت دلار كنيد 12 ميليارد تومان را به جيب خود گذاشته است و حتي از خودش هم پولي نياورده است كه شما اصرار داريد باز هم به او كمك شود. رئيس جمهور با اشاره به پاسخ آن وزير به وي گفت: به آن وزير گفتم كه ما در اين كشور صدها هزار صنعتگر مومن و مجاهد داريم كه اگر شما 5 ميليون دلار به آنها بدهيد بدون سوء استفاده كارخانه ميسازند، اما آن آقاي وزير به من توهين كرد كه همين فكرهاي بسته شما موجب عقب افتادن كشور ميشود اما من اينجا ميگويم كه آيا رانتخواري، ويژه خواري و اكثريت ملت را محروم كردن موجب عقب افتادگي نميشود؟ و اگر جلوگيري از سوء استفاده ها اسمش را بيعقلي بدانيد كه ما عاشق و ديوانه و بي عقليم. احمدي نژاد همچنين ادامه داد: امروز برخي جمع شدند تا آن شرايط را دوباره بازسازي كنند و همه اين افرادي كه دور هم جمع هستند و در سه دولت قبل بر مناصب اصلي كشور حضور داشتند امروز هم دور هم جمع شدهاند. وي با اشاره به شعار تنش زدايي در دولت قبل گفت: در دولت قبل با ناتو بر افغانستان و در عراق و در موضوع هستهاي با دشمنان همكاري شد و آنها از ما خواستند تا نطنز، اصفهان و كارخانجات قطعه سازي و رشته هاي منتهي به هستهاي را تعطيل كنيم اما پس از تعطيلي اين موارد باز هم آنها قانع نشدند و دو قرار داد نگين را به ملت تحميل كردند كه از ديد ملت پنهان ماند. رئيس جمهور با اشاره به اين دو قرار داد نگين گفت: پروتكل الحاقي به ملت تحميل شد كه طبق قانون بايد به تصويب مجلس ميرسيد اما بدون اينكه مجلس آن را تصويب كند پروتكل الحاقي پذيرفته شد و معني آن اين است كه ماموران آژانس ميتوانند هر زماني كه بخواند بدون اجازه ايران هر نقطهاي را كه ميخواهند بازرسي كنند كه ظاهر آن بد نيست اما باطن آن اين است كه آنها در شرايطي كه آمريكا آماده حمله به ايران است همه منابع نظامي و دفاعي ما را كشف كنند و در اختيار دشمن قرار دهند. احمدي نژاد قرار داد ترتيبات اجرايي را يكي از قرار دادهاي نگين دولت قبل خواند و گفت: ترتيبات اجرايي اين است كه اگر دانشمندان ايران هر گاه فكر كنند و به يك برنامه ريزي به موضوع هستهاي برسند بايد قبل از هر اقدامي آن را به اطلاع آژانس برسانند و اين امر نهايت تفتيش عقايد قرون وسطايي است و در اين زمينه با دشمنان همكاري كامل شد كه پس از اين همكاري آقاي بوش ايران را محور شرارت ناميد و گفت چون ما قانع نشده ايم بايد به ايران حمله كنيم. وي افزود: امروز برخي از افراد ميگويند كه سياست هاي خارجي دولت اشتباه و غلط است و معلوم بود كه ملت ايران آن شرايط را نميپذيرند و شما مردم تصميم گرفتيد كه توي دهن آمريكا و دوستان آنها بزنيد و اگر بنا باشد ما تهديد و فشار را بر طرف كنيم تنها راه حركت براي برطرف كردن آن از موضع اقتدار و شجاعت است؛ چرا كه اين افراد آنقدر پررو هستند كه اگر يك قدم عقب نشيني كنيد آنها ده قدم جلو ميآيند چرا كه آنها نميخواهند ايران وجود داشته باشد ولي شما تصميم گرفتيد كه پشت سر رهبري در برابر همه آنها بايستيد و بدانيد كه همه آن امتيازات داده شد و 7 قطعنامه نيز عليه ما صادر شد. رئيس جمهور با اشاره به فرق قطعنامه شوراي امنيت با قطعنامه آژانس گفت: در قطعنامه آژانس يك نهاد حقوقي شما را محكوم ميكند اما قطعنامه شوراي امنيت سياسي فاقد ارزش حقوقي است. احمدي نژاد با اشاره به صدور 7 قطعنامه عليه ايران در گذشته گفت: در اين دولت شما تصميم گرفتيد تا بايستيد اما آنها تهديد كردند و از اينجا به آنها گفته بودند كه اگر فشار را زياد كنيد اينها تسليم ميشوند و آن آقايي كه دستگير شد و با فشار سياسي آن طور كه بايد مجازات ميشد، مجازات نشد به طور پيوسته با سفراي كشورهاي اروپايي و آسياي شرقي منظم جلسه داشت و اهداف ما را به آنها ارائه ميكرد و به آنها ميگفت كه چرا تعلل ميكنيد بايد قطعنامه صادر كنيد و فشار را افزايش دهيد تا اين دولت تسليم شود، ولي آن احمقها ملت ايران را نميشناختند و فريب اين افراد را خوردند و مدام قطعنامه صادر ميكردند. وي افزود: اما ما در قطعنامه اول پروتكل را از بين برديم و در قطعنامه دوم ترتيبات اجرايي را تعطيل كرديم و در قطعنامه سوم بنده به رئيس سازمان انرژي اتمي دستور دادم كه ظرف 6 ماه 3 هزار سانتريفيوژ را راه اندازي كند و زماني كه قطعنامه چهارم صادر شد من دستور دادم و گفتم كه به 3 هزار سانتريفيوژ قانع نشويد و ما بايد 55 هزار سانتريفيوژ داشته باشيم. رئيس جمهور ادامه داد: در سال 72 تا 74 آقاي كلينتون ايران را تحريم كرد و گفت كه هر شركت نفتي كه با ايران در زمينه نفت همكاري كند و در ايران سرمايه گذاري كند بيش از 20 ميليون دلار جريمه خواهد شد كه در آن زمان تورم در ايران 49 و نيم درصد شد اما در اين دوره آنها اقدام به بستن بانك هاي ما كردند چرا كه ميخواستند اقتصاد ما را خفه كنند اما به لطف خدا و ايستادگي شما اقتصاد آنها در حال زمين خوردن و اقتصاد ايران در حال رشد و شكوفايي است. احمدي نژاد اظهار داشت: در جلسات به اصطلاح كارشناسي آنها كار كرده بودند و طرح سازش را كادو پيچ ميكردند و با كلمات زيبا با من جلسه ميگذاشتند و كوتاه آمدن در مقابل دشمن را آنقدر زيبا جلوه ميدادند كه انسان حريص ميشد و از آن طرف نيز قدرت دشمن را آنقدر بالا ميبردند و قدرت ملت ايران را به زير ميكشيدند و من در پاسخ به آنها گفتم كه شما دشمنان را جاي خدا نشاندهايد و ملت ايران را ضعيف پنداشتهايد و در برخي از اين جلسات برخي از اين همين افراد توهينهاي به من ميكردند كه به هيچ مديري در طول تاريخ بشر گفته نشده است اما من خطاب به آنها گفتم كه هزاران احمدي نژاد هزاران بار قطعه قطعه بشوند بهتر از آن است كه سند ذلت ملت ايران را امضا بكند. وي با طرح اين سوال كه امروز ايران كجا قرار دارد و دشمنان ما كجا هستند؟ افزود: پروتكل الحاقي و ترتيبات اجرايي امروز تمام شده است و آنهايي كه در سعد آباد و پاريس مينشستند و التماس ميكردند كه به ما اجازه بدهيد چند سانتريفيوژ براي تحقيقات داشته باشيم به آنها پاسخ داده شده كه بايد 10 سال مذاكره كنيد كه شايد به شما اجازه دهيم 2 الي 3 سانتريفيوژ بدهيم. رئيس جمهور با اشاره به شرايط هسته اي امروز كشور گفت: امروز بيش از 7 هزار سانتريفيوژ در حال فعاليت است و دشمنان امروز براي همكاري با ايران مسابقه تمجيد از ايران گذاشته و اعلام كرده اند كه بدون همكاري با ايران نميتوانيد هيچ كاري انجام دهيد و اين نتيجه سياست شجاعت و اقتدار شما است كه كارها را الهي ميكند و به خدا قسم ما امروز دست امام عصر را در مسئله هستهاي ميبينيم و اين دست امروز يار شما كشورتان و يار رهبر عزيزمان است. احمدينژاد با اشاره به انتخابات روز سوم تير 84 گفت: ماجراي سوم تير پايان نپذيرفت و در طول 4 سال ادامه پيدا كرده و به خدا قسم اگر ما وارد طراحيهاي آنها ميشديم امروز يك قدم در كشور براي پيشرفت برداشته نميشد و در مسئله هسته اي نيز در نقطه صفر قرار داشتيم اما آنها امروز تصور ميكنند كه با فحش دادند و تهمت زدند ميتوانند كارها خود را پيش ببرند كه اين كار آنها طبق قانون جرم است چرا كه به رئيس جمهور تهمت و افترا ميزنند. رئيس جمهور ادامه داد: آنها بدانند كه ملت ايران راه خود را انتخاب كرد و ما صد برابر اين فحش ها را تحمل خواهيم كرد و با فراغ باز شيريني آن را به كام خود ميريزيم اما تلخي خيانت به ملت را هرگز نميپذيريم. وي در پايان گفت: امروز هيچ قدرتي نميتواند ملت ايران را تهديد كند و اگر شما بار مسئوليت را بر دوش من قرار داديد در جلسه سازمان ملل از آنها سوال ميكنم كه چه كسي جرات دارد به ايران حمله كند و دستانش را بالا بگيرد تا ملت ايران آن دست را از بازو قطع كند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:56 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش سرويس بين الملل برنا، شبکه خبري "گايسن" ضمن اشاره به اين که در روزهاي آينده منطقه خاورميانه شاهد دو رويداد مهم و سرنوشت ساز خواهد بود، نوشت: انتخابت پارلمان لبنان در تاريخ 7 ژوئن و انتخابات رياست جمهوري ايران که در تاريخ 12 ژوئن برگزار مي شوند، دو رويداد مهم و سرنوشت ساز منطقه خاورميانه هستند. اين شبکه خبري مي افزايد: مردم ايران و لبنان با حضور خود در پاي صندوق هاي راي، سرنوشت و اداره کشورشان را طي چند سال آينده رقم مي زنند. گايسن مي افزايد: پيروزي "محمود احمدي نژاد" در انتخابات ايران به اندازه پيروزي حزب الله در لبنان براي مقامات آمريکا و اسرائيل دردناک است. اين شبکه خبري فرانسوي ضمن اشاره به سخنان کوبنده دبير کل حزب الله و دکتر احمدي نژاد آورده است: با توجه به سخنان "سيد حسن نصرالله" و "محمود احمدي نژاد" در قبال سياست هاي آمريکا و اسرائيل، مي توان گفت که اين دو نفر شباهت هاي اخلاقي و سياسي خاصي با يکديگر دارند و همين خصوصيات موجب پيروزي آنان در انتخابات کشورشان مي شود. اين گزارش همچنين به سخنراني دکتر "محمود احمدي نژاد" در اجلاس دوربان 2 اشاره کرده و مي افزايد: رييس جمهور ايران نيز همچون دبير کل حزب الله اسرائيل را نژاد پرست خوانده است. در ادامه اين گزارش مي خوانيم: مقامات اسرائيل احمدي نژاد را مردي قاطع دانسته و مطمئن هستند که در صورت پيروزي در انتخابات از سياست هاي ضد غربي و ضد اسرائيلي خود عقب نشيني نخواهد کرد. بر اساس اين گزارش انتخابات لبنان در تاريخ 7 ژوئن، سرنوشت آينده اين کشور در چهار سال آينده را تعيين خواهد کرد و اسرائيل و آمريکا به شدت نگران پيروزي حزب الله در انتخابات هستند. اين درحالي است که دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران نيز در تاريخ 12 ژوئن و با رقابت 4 نامزد انتخاباتي برگزار مي شود و رقباي اصلي آن "محمود احمدي نژاد" رييس جمهور و "مير حسين موسوي" نخست وزير پيشين ايران هستند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:53 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
دانشجویان حاضر در سخنرانی وی با نوشتن و در دست گرفتن پلاکاردهایی بدین مضمون" افکار امام خمینی باید به موزه برود" و "ائمه معصومین الگوی ما نیستند" بدترین توهین ها و جسارت ها را - که از نقل صریح پلاگاردها و شعارها خود داری می کنيم- به ساحت اولیای دین انجام می دهند |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:51 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرگزاري فارس، براي شناخت برخي كانديداها راهي جز بررسي عملكرد و كارنامه كاري آنها باقي نمي ماند.گزارشي كه پيش رو داريد، بخشي از سخنرانيهاي حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني در خطبههاي نماز جمعه سالهاي 68، 69 و 70 است. وي در اين سخنرانيها با ارزيابي و نقد عملكرد دولت ميرحسين موسوي، به تشريح مشكلات به ارث رسيده از اين دولت پرداخته است. مشكلاتي كه غالباً مردم كشورمان در آن دوران سخت با صفهاي طويل براي گرفتن كالاهاي كوپني، استفاده از گوشتهاي يخي، فقدان مواد اوليه براي كارخانهها، كمبود دارو، وجود پزشكان هندي و بنگلادشي، كمبود قطعات يدكي و فرسودگي ماشينآلات كارخانهها، قطع مكرر برق، نبود آب لولهكشي در روستاها، فقدان گاز لولهكشي در بسياري از مناطق شهري و روستايي، از بين رفتن توليدات كشاورزي به علت نبود شبكه صحيح حمل و نقل و توزيع، استقراض از بانكهاي خارجي، پائين بودن اميد به زندگي و بسياري از طرحهاي نيمه تمام و... در خاطر خود ثبت كردهاند. بدون هيچ پيش داوري، توانمندي وضعيت و شرايط دولت موسوي را كه 20 سال از كار اجرايي كلان فاصله گرفته اند ، از زبان هاشمي رفسنجاني كه اكنون به عنوان حامي جدي وي فعاليت ميكند، در دسترس خوانندگان محترم قرار ميدهيم. 1- فساد اداري ما چند تا مسئله عمده داريم كه من در اينجا به آنها اشاره خواهم كرد: يكي همين مسئله سوء توزيع و گراني است يكي مسئله سوء اخلاق بخشي از انسانهاست، بد حجابها و آن افرادي كه اخلاق اسلامي را مراعات نميكنند و يكي هم همين مسئله سياسي است كه از بيرون دائماً براي كشور ما مسئله ميسازند. مسئله ديگر مسئله فساد اداري است كه در بعضي از ادارات بعضي از افراد براي مردم مزاحمتهايي بوجود ميآورند و ما اگر در مسير حركتمان اگر چرخهاي توليد راه افتاد، اگر استفاده از منابع آن طوري كه شايسته است انجام شد، اگر همه كارها را درست كرديم چنانچه اين مسائلمان را حل نكنيم باز نميتوانيم به جايي برسيم. اگر اين فساد اخلاق موجود باشد جامعه ما آن جامعه ايدهآل اسلامي نميتواند باشد. 1368.2.2 2- مشكل تعزيرات مشكلاتي كه ما در باب ماليات داشتيم و يا در خيلي از ابواب ديگر مانند تعزيرات كه يك مشكل جدي در مسير قانونگذاري و اداره كشور ما شده بود كه ايشان (امام) به راحتي حل كردند. شما اجازه بدهيد كه من ديگر داخل جزئيات نروم چون شما اينطور چيزها را به اندازه كافي ميدانيد. 1368.3.20 3- بي برنامگي ما قبلاً برنامه نداشتيم الان برنامه پنج ساله ما دارد آماده ميشود كه داشتن برنامه خودش تكليف خيلي چيزها را روشن ميكند. آينده روشن ميشود، خطوط مشخص است معلوم است، ما به كجا ميخواهيم برسيم، مسئولان تكليف خودشان را ميدانند دوباره كاريها نميشود و خيلي از ريخت و پاشها را نخواهيم داشت و چيزهاي ديگري را هم كه قبلاً داشتيم الان از آن برخورداريم. 1368.5.14 4- مديريت غلط اين شيوهاي كه الان دولت دارد زندگي مردم را اداره ميكند، اين بدترين نوع اداره مردم است. 1368.7.8 5- بي عدالتي شيوه توزيع درست نيست همين كه هست هم درست توزيع نميشود يعني مردم يك عدهاي به هر دليلي به آساني به اينها ميرسند و يك عدهاي هم نميرسند. يعني آن چيزهايي كه دولت كوپني كرده خوب به هر حال دير يا زود به دست مردم ميرسد اما اينكه كوپن نيست، عادلانه بدست مردم نميرسد. اين هم اشكالاتي در سيستم توزيع است براي اينكه خوب بنا نبود اينجوري شود اين يك چيز موقتي بوده كه تنظيم شده كه بايد بعداً برگردد به عرضه و تقاضا و از شبكههاي توزيع معمولي به بازار برود و مردم بتوانند به طور عادي بروند و بخرند و اين فسادها نباشد. اما اين واقعيت وجود دارد كه اين شكل توزيع الان هست و يك نوع بي عدالتي از اين طريق به مردم تحميل ميشود. 1368.7.8 6- خطر نقدينگي نقدينگي بسيار زيادي الان در دست مردم است اين مقدار پولي كه ما در دست مردم داريم اين خودش يك خطر جدي است براي اقتصاد كشور، علتش هم اين است كه اين پولها در دوران جنگ خرج توليد نميشد يا در جنگ مصرف ميشد كه برمي گشته دوباره در بازار و در دست مردم يا ميرفتيم كالاي خارجي ميخريديم. 1368.7.8 7- تعطيلي طرحها الان همه طرحهاي مهم شما مانده است بدليل اينكه اجباري ندارند چرا كه پولهايشان را گرفته و رفتهاند اين شيوه يك شيوه جاهلانه اي براي اداره يك كشور است. 1368.9.18 8- تاراج اموال كشور الان ما در دريا هر مقدار كه نفت استخراج ميكنيم، گازهاي آن را داريم ميسوزانيم و مخازن مشتركي كه با آن طرفيها داريم آنها دارند، ميبرند و از ما هرز ميرود اين ثمره اين فكر انقلابي است كه بعضي از آقايان دارند خيال ميكنند كه انقلابي است و واقعاً اين انقلابي است كه ما اموال كشور را اينجوري به تاراج بدهيم؟ 1368.9.18 9- تورم من يك بار در جلسهاي گفتم ما الان پانصد ميليارد تومان طرح نيمه كاره داريم ميدانيد پانصد ميليارد تومان تقريباً 8 برابر بودجه امسال ماست كه اينها همه در اين برنامه بايد تكميل شود. ماندن اينها خيانت است همانطور كه ماندن آنها باعث خسارت شده است. سال به سال گرانتر ميشوند تورم مال اينهاست اصل تورم را شما اينجا ببينيد كه ما اينقدر سرمايهگذاري بدون نتيجه كرديم. 1368.9.18 10- وضعيت بغرنج از عقلاي قوم هم آنهايي كه فكر اقتصادي داشتند به من ميگفتند تو اصلا وارد اين ماجرا نشو چرا كه اينكار به اين زودي درست شدني نيست اصلاً مأيوس بودند حالا رفقاي داخل همين مجلس هستند. مثلاً ميگفتند تو براي انقلاب چهره فرهنگي و چنين و چنان هستي، آنجا ميروي اميد مردم نقش بر آب شده و خراب ميشود اين كار را نكن يك كس ديگري اين كار را انجام بدهد. يعني واقعاً كساني كه محاسبه ميكردند حضور مرا در اين مقطع براي اين جامعه عاقلانه نميدانستند. 1368.9.18 11- بي عدالتي با اين قوانيني كه ما گذرانديم ما مردم را اينجوري ميخواهيم اداره كنيم؟ آنوقت نتيجه اش هم اين ميشود كه دلالها و آن بحث ديگري كه يكي از برادران ميكردند ايشان صحبتهاي ظاهر الصلاحي نميكردند عدالت اجتماعي ميخواهند، مشكلات مردم را هم ميخواهند حل شود. چنين قوانيني همين وضع را بوجود ميآورد يعني نه عدالت اجتماعي را برقرار ميسازد و نه مشكلات مردم را حل ميكند. اگر بنا بود عدالت اجتماعي را اينجور درست بكنيم در اين 10 سال درست كرده بوديم شما همه قبول داريد. 1368.9.18 12- نابودي استعدادها اين كه در كشور ما كارهاي تجاري، دلالي، واسطهگري بخش عظيمي از استعدادهاي خود را ميبلعد و كارهاي اجرايي مؤثر، مفيد و توليدي و پر افتخار متولي ندارد و كسي دنبال آن نميرود، بدترين مرضي است كه ما دچار آن هستيم. 1368.8.27 13- ترويج تنبلي در حال حاضر دو ميليون افغاني در ايران هستند و كار نيز ميكنند و بعضي از كارفرماها از بين يك كارگر ايراني و يك كارگر افغاني، كارگر افغاني را انتخاب ميكنند زيرا او اينگونه كارها را بهتر انجام ميدهد اما كارگر ما اينگونه فكر و عمل نميكند اين طرز تفكر غلط و كشنده است و بنيه اقتصادي كشور را به هم ميزند البته شايد دلايل ديگر از قبيل مزد و شرايط مناسب داشته باشد ما بايد شرايط كار را به گونه اي درست كنيم كه از لحاظ فرهنگي شرايط زيستي و همه اينها مناسب باشد. البته همه تقصيرها را نميخواهم به گردن آنها بيندازد ميخواهم بگويم، فرهنگ كار و تلاش در كشور ما نيست دين ما اينگونه به ما نميگويد. 1368.8.27 14- اقتصاد مريض بحث اين است كه شرافت و كرامت كار بايد در جامعه ما جا بيفتد اگر اينطور شد كارهاي انگلي و خيالي و كاذب در كشور ما از بين ميرود. اقتصاد در كشور ما مريض است. همه مشكلات در نرفتن به دنبال كار توليدي پيچ و خم در كارهاي اجرايي نيست ولي آن فرهنگ غلط آنها را ميكشاند به انجام اين قبيل كارها. 1368.8.27 15- كارمندان كج فكر من بهعنوان مسئول اجرايي كشور و رئيس جمهور منتخب شما ميگويم سياست دولت شما بر اين است كه امكانات كشور، زمين، آب، معدن، صنعت و هرچه امكاني در اين كشور هست را در اختيار مردم بگذارد. براي اينكه مردم موجودي و امكانات و سرمايه شان را صرف آبادي كشور كنند. البته ممكن است در جريان كار هنوز ما با مأموران كج فكر و منحرف و تنگ نظر و نادان مواجه باشيم كه در راه كار مزاحمت ايجاد كنند. 1368.10.23 16ـ رقم زشت كاري كه تا به حال شد، نتيجه اين شده كه ما الآن نسبت باسواد و بيسوادمان اينطوري است كه 7/67 درصد مردم باسوادند و 3/23 درصد مردم بيسوادند كه اين خيلي رقم زشتي است. براي دين و جامعهاي كه موظف شده كه از گهواره تا گور به دنبال دانش باشد. و اگر در چين هم علم را پيدا ميكند بايد برود و بگيرد و بياورد واقعاً اصلاً چهره اسلامي ما را اين زشت ميكند كه ما هنوز هم البته كار بزرگي است كه ما رقم را از 47 درصد رسانده باشيم به 67 درصد و مخصوصاً در مورد خانمها كه اول انقلاب 40 درصدشان فقط باسواد بودند و 60 درصد بيسواد بودند آن نسبت هم اصلاح شده و هنوز هم نسبت نامعقول است. 1369.1.18 17ـ جامعه فقيرتر مشكل عمده اقتصاد ما در پايين بودن توليد ناخالص ملي بود توليد در كشور، عدم سرمايهگذاري و به كار گرفته نشدن نيروها در شرايط بسيار نامطلوبي بود و روند نزولي هم داشت و اصولاً تعريف فقر و غناي يك جامعه همين جا است. اگر توليد ناخالص بيشتر باشد و سرانه به اندازه مصرفشان توليد كنند و يا بيشتر، جامعه سالم است اگر توليد كمتر از مصرف باشد جامعه فقير است و هر مقدار كمتر، جامعه فقيرتر. حالا اگر توزيع هم ناسالم شد، يعني همين توليد كم عادلانه پخش نشده اين فقر در آن بخش كه كمتر ميبرند بسيار شديدتر خواهد شد. ماچگونه شرايطي را داريم، توليد كه كم ميشود در نتيجه تحميل ميشود بر بودجه دولت يعني دولت پولي پخش ميكند براي مخارج مردم، وقتي كه خرجهاي ديگر هم تحميل شده باشد در مقابل چيزي ندارد كه پول را از مردم پس بگيرد. پول ميدهد اما اين پول برنميگردد. اگر ما توليد داشته باشيم و توليدات را به فروش برسانيم براي مردم هر چه پول مصرف ميكنيم با توليدات خود پول را از مردم برميگردانيم اين يك جريان سالم اقتصادي ميشود. ولي اگر توليد نباشد پول ميريزيم برنميگردد پول زياد كه در دست مردم ميماند يك بلاي بدتري است. اين پولها مدام براي خريد به بازار ميآيد و چون جنس نيست فروشندهها هم مدام قيمت را بالا ميبرند براي چيزي كه بايد ده تومان بگيرند سي تومان ميگيرند آنها كه نميتوانند درآمد داشته باشند مجبورند فقير باشند و كم بخورند آنها كه فقير نيستند خودشان را منطبق ميكنند پس در اثر نبودن توليد، بودجه دولت كم ميشود كه كسر بودجه از بدبختيهاي هر دولت و ملت است كسر بودجه دولت مستلزم تورم و گراني ميشود، گراني نتيجه كسر بودجه است كسر بودجه نتيجه كمي توليد است و فقر عمومي محصول همه اينها است. دولت در گذشته براي اينكه جلوي فقر عمومي را بگيرد يك مسكن را اجباراً به كار برده كه ما هم هنوز به كار ميبريم و آن سوبسيد است. يعني آن موجوديهاي دولت را كه از منابع طبيعي مردم برميداريم مانند نفت آن را به صورت ارزان يا مفت در اختيار مردم فقير قرار ميدهند به خاطر اينكه مقداري از مشكلات را بپوشاند. مردم نميتوانند نان به قيمت عرضه و تقاضا بخرند. مردم نميتوانند آب، برق، گاز و نفت، حمل و نقل، دارو، بيمارستان و شير و اين قبيل كالاهاي اساسي را به دليل فقير بودن عموم به قيمت عرضه و تقاضا خريداري نمايند و پولي كه در اختيار دولت قرار دارد در واقع همان پول مردم ميباشد، از همان پول اقدام به تهيه وسايل و ضروريات زندگي مردم به طور مجاني مينمايد. البته خود اين مسئله به دليل اينكه به جاي سرمايهگذاري در جهت افزايش توان اقتصادي، اقدام به مصرف از سرمايه مينمود نيز عوارض ناگواري را در پي دارد. از همين رو كشور با يك شرايط نامطلوب و غيرمفيدي مواجه شده بود. 1369.6.3 18ـ بلاي نقدينگي ما براي اينكه اين بلاي نقدينگي را از دست مردم خارج كنيم كه به عنوان يك اهرم بسيار خطرناك و شيطاني محسوب ميشود و هم ميتواند خطر مهلكي براي نظام به شمار آيد با امكانات خودمان به دنبال راهحل گشتيم. يعني در جامعه ما نرخ تورم به طور نامعلومي رو به افزايش بود كه سعي نموديم اين رشد سرسام آور را به نصف كاهش دهيم البته هنوز روند آن رو به رشد است. 1369.6.3 19ـ كسر بودجه ما در سال 65 ، 5/1449 ميليارد ريال كسر بودجه داشتهايم. يعني رقمي حدود 150 ميليارد تومان از زماني كه لايحه بودجه را از مجلس گذراندهايم با اين ميزان كسر بودجه مواجه بودهايم. سال 1366 از 1375 ميليارد ريال كسر بودجه و در سال 67 از 4021 ميليارد ريال يعني چيزي حدود 200 ميليارد تومان كسر بودجه برخوردار بوده است. در سال 68 تا نيمه همان سال كه ما قبول مسئوليت كرديم همين روند تداوم داشت. 1369.6.3 20ـ تورم اسكناس در ظرف اين چند سال سياست چاپ اسكناس ما بدين شكل بوده كه البته چاپ اسكناس در كشور يك امر طبيعي است يعني در هر سال در حد تورم اسكناس منتشر ميشود و هيچ اشكالي ندارد اما وقتي نرخ تورم افزايش مييابد و نقدينگي روبه افزايش ميباشد و دولت هم با كسري بودجه مواجه باشد دائماً به امر انتشار اسكناس مشغول ميشوند كه اين وضع، چندان مثبت و مفيد نخواهد بود. 1369.6.3 21ـ نرخ تورم در خصوص نرخ تورم اكنون نرخ تورم مهار شده است نه اين كه نرخ آن به صفر رسيده باشد. چون هنوز قيمت بسياري از اجناس ما روند رو به افزايش دارد، بسياري از قيمتها هم در مرحله متوسطي قرار دارد و بسياري از اجناس هم قيمتشان نزول يافته است. در مجموع ارزيابي رشد نرخها به اين صورت بوده است كه در سال 7،65/23 يعني 23 درصد تورم را در مورد تعدادي از كالاها اطلاق مينمايند كه البته اين رقم را بانك مركزي با مقياس قرار دادن قيمت تعدادي از كالاها اعلام ميكند. در اين ميان ممكن است بعضي از آنها به ميزان 100 درصد گران شده باشد و بعضيها به ميزان 5 درصد و يا بعضيها هم اصلاً افزايش نداشته باشد. همچنين در سال 66 هم نرخ تورم 7/27 درصد بوده كه رقم بالايي است. در سال 67، 89/28 درصد كه نزديك 29 درصد ميباشد. در سال 68، 25/17 درصد يعني نزديك 11، 12 درصد پائين تر از سال گذشته كه باز هم مجموعه كالاهايي كه مردم مصرف ميكنند 17 درصد گران شده است. 1369.6.3 22ـ مشكل حمل و نقل الآن بسياري از محصولات و كالاهاي موردنياز مردم كه در كارخانهها، بنادر و انبارهاي مزارع وجود دارد كه وسيلهاي كه ما اينها را به بازار مصرف برسانيم نداريم. چند تا از كارخانههاي سيمان ما در توليدشان مشكل دارند. چون انبارها پر شده و آسيابها نميتوانند كار كنند كه ما آمديم و بعضيها را آزاد كرديم و گفتيم مردم خودشان بردارند بروند با اين كه سيمان كم داريم و سهميهاي است گفتيم اينها را آزاد كنند. مثل اروميه و يك مقداري در تهران. گفتيم حدود 400 هزار تن الآن ما گندم در مزارع خريدهايم و در آنجاها جمع شده است كه ميخواهيم به سيلوها برسانيم ولي مشكل حمل و نقل داريم. كارخانه شيشه قزوين را شنيديد كه موقع زلزله حدود 100 ميليون تومان يا بيشتر از شيشههايش شكست. ما به عنوان يك تخلف اين قضيه را تعقيب كرديم و به آخرين نتيجهاي كه رسيديم اين بود كه حمل و نقل نتوانستهبود اين شيشه را به نوبت برساند. حواله صادر شده بود. مردم در انتظار شيشهها بودند ولي نتوانستند از كارخانه به شهرها برسانند. البته عذر حمل و نقل هم اين بود كه لاستيك به موقع به او ندادهاند. عذر لاستيك هم اين بود كه ما ارز نداشتيم كه لاستيك بياوريم. يعني مجموعه رسيد به اينجايي كه كمبود توليد بود و ما لاستيك را به موقع نرسانده بوديم. شيشهها در كارخانه به اين شكل خرد شد. همين حالا حدود يك ميليون و نيم تن كالا در بنادر و در كشتيها مانده كه حمل و نقل مشكل دارد. 1369.6.3 23 ـ بانكهاي خالي بسياري از نقدينگيهاي شناور در دست مردم، جمعآوري و به سمت توليد هدايت و يا در سيستم بانكي متمركز شد. معلوم شد كه موجودي بانكها افزايش يافته است. عليرغم اينكه مردم پول خود را در خانه خود نگهداري و يا ميان دستها گردش ميكرد، به بانكها اعتماد كرده و آنها را تحويل بانكها دادند. حجم مسكوك و اسكناس در دست مردم پائين آمده است. از خطرناكترين موارد در اقتصاد اين است كه حجم مسكوك و اسكناس نزد مردم زياد باشد. همچنين نرخ تورم كه از رشد شتاباني برخوردار بود هر سال اينگونه بود كه پيشبيني ميكرديم اينقدر درآمد، اينقدر هزينه و وقتي اواخر سال ميشد ميديديم كه درآمدها تحقق پيدا نكرده و هزينهها انجام شده و با چنين وضعيتي به مجلس ميرفتيم و درخواست ميكرديم كه از بانكها قرض بگيريم. امسال براي اولين بار است كه حركت معكوس شده و آن مقدار كه بنا بود قرض كنيم، قرض نكرديم. 1369.8.9 24- طرح هاي نيمه تمام خيلي از امكانات و مراكز خراب شده كه بلااستفاده مانده است و در واقع عدم النفع آنها برعهده ما است. وقتي كه جنگ خاتمه يافت، مبلغ 500 ميليارد تومان طرح نيمه تمام داشتيم كه به تأخير افتاده بود و به مرحله بهرهبرداري رساندن آنها كار بسيار دشواري بود. البته همه اين طرحها به خاطر طولاني شدن دوران ساختش، هزينهشان به چند برابر رسيده است. مثلاً فولاد مباركهاي كه اول حدود 30 ميليارد تومان برايش در نظر گرفته بودند، الآن ما حدود 80 ميليارد تومان بايد خرج آن كنيم تا كارش به پايان برسد. 1370.3.4 25- مشكلات را به حساب جنگ نگذاريم اين تناسب در اكثر طرحهاي صنعتي، اقتصادي مشهود است. كارهاي انجام نشدهاي را در دسترس داريم كه به اين وضع باقي مانده است كه اين بدترين و مخفيترين فصل مربوط به مشكلات است. ما در اين 8-7 سال اقدامي در جهت خريد كاميون به عمل نياورديم و يا كم خريديم. بايد اقدام به خريد كاميون نماييم. اتوبوس نيز نخريدهايم. بايد بخريم. واگن راه آهن نخريدهايم. بايد بخريم. راههايمان را مرمت ننموديم كه بايد مبادرت به اين امر نماييم. بندرهايمان هم آسيب ديده كه بايد نسبت به اصلاح آن اقدام كنيم و يا اين كه بندرهايمان آسيب ديده كه بايد آنها را ترميم نماييم. همچنين نيروگاه نساختيم. كم ساختيم و به تبع آن با خاموشي مواجه هستيم. سد نساختيم كه آبهايمان در حال هرز رفتن هستند و بايد سد بسازيم. پالايشگاه نساختيم كه الآن بايد وارد كنيم. براي شهرهاي كشور فاضلاب نساختيم كه تمامي آنها در اين رابطه مشكل دارند. نتوانستيم به شهرها آب برسانيم كه بسياري از شهرهاي كشورمان در حال حاضر با مشكل كمآبي مواجهاند. به كشاورزي به اندازه كافي بها نداديم. كشاورزان كمبود تراكتور و كمباين دارند و به همين دليل گاهي اوقات محصول از روي زمين برداشت نميشود. همچنين وضعيت حمل و نقلمان به آن مرحله از ضعف رسيده است كه به ميزان دو ميليون تن از بارها و وسايلمان در دريا معطل مانده و لذا كارخانهها و انبارها منتظر رسيدن اين وسايل هستند كه همه اين مسائل در ارتباط با جنگ ميباشد. همه اين مسائل چيزهايي است كه ما بايد اكنون اقدام به انجام آنها كنيم و به حساب جنگ هم نميتوانيم بگذاريم مثلاً ما نيروگاه نساختيم چون پولش را در آن زمان نتوانستيم فراهم سازيم ولي حالا بايد با تعجيل نسبت به ساخت آنها اقدام كنيم. الآن به جاي اين كه سالانه براي توليد دو هزار مگاوات برق نيروگاه بسازيم، ما بايد براي توليد 5 هزار يا 7 هزار مگاوات برق قرارداد ساخت نيروگاه را دنبال كنيم. از طرف ديگر انبارها در زمان جنگ تقريباً خالي شده بود و بايد اين انبارها شارژ شود. زماني كه ما كار در كارخانهها را شروع كرديم، كارخانهها هيچ گونه مواد اوليهاي در انبارهايشان موجود نداشتند. قطعات ماشينها مستهلك و فرسوده شده كه بايد كاملاً تعويض گردد. قالبهاي كارخانجات بايد عوض بشود در طول 10 سال گذشته تمام اينها به طور راكد به سر ميبردند و بايد اينها را مجدداً تأمين نماييم. مسكن عقب مانده چون كه ما هيچ گونه مصالحي در دسترس نداشتيم كه اقدام به احداث مسكن نماييم. در اين زمينه عقب ماندگي زيادي وجود دارد. همه اين مشكلاتي كه عرض كردم و همه آنها با استناد به آمار و ارقام است كه كسي هم نميتواند بر روي صحت و سقم آنها به خود شك و ترديد روا بدارد. 1370.3.4 26ـ عبور از اقتصاد متمركز يكي از مشكلات جدي كشور مان در ساختار اقتصادي كه حالا كه ميخواهيم از اقتصاد متمركز عبور كنيم و به طرف اقتصاد متعادل زمان صلح برويم، يك مشكلات بسيار جدي داريم منجمله قيمتهاي بعضي از كالاهاي دولتي است. در زمان جنگ خطرناك بود و اين كارها را نكردند و يا نخواستند بكنند، اما الآن ببينيم ميتوانيم اينها را اينجوري تحمل كنيم يا نه. شما فكر ميكنيد گازوئيل چه قيمتي دارد و دولت چطوري به مردم ميدهد، اولاً مال چه كسي است و ببينيم كه با عدالت سازگار است يا نه. ما نفت كوره را ليتري يك ريال و نيم ميداديم، شما ميتوانيد خاك بيابان را اين مقدار تحويل دهيد؟ خوب اين آتش زدن به كشور است. اين اداره كردن كشور كه نيست. البته يك كسي كه به فكر خودش باشد شايد اين كار را بكند اما اگر من به فكر باشم كه آينده اين مردم بايد درست شود و بايد اقتصاد درست شود و مردم به اندازهاي كه حقشان است بهرهببرند، اين را خيانت ميدانم. 1370.4.22 27ـ سالها بد عمل كرديم البته به علت اينكه سالها بد عمل كردهايم نميتوانيم يك دفعه شوك وارد كنيم. از طرفي در كشور كاري باب شده بود كه كاميونهايي بودند كه به پمپ بنزينها ميرفتند و گازوئيل ميزدند و به شوفاژدارها ميدادند چون چهار ريال ميخريدند و 10 ريال ميفروختند. كارشان اين بود، خب اين فساد را چه كسي قبول دارد. ما چاي شمال را ارزان ميخريديم، نه چايكار سود ميبرد و نه كارخانهچاي خشك كني سود ميبرد، بلكه همه ضرر ميكردند. نتيجه آن اين شد كه حدود 10 هزار هكتار از اراضي با ارزش چاي كاري ما از مدار خارج شد و بنا شد كه چاي وارد كنيم. ما مشكلات بسيار جدي در اين نحوه قيمتگذاري داريم. مس را كيلويي 25 تومان ميداديم و مسگر ميخريد و چند چكش روي آن ميزد و آن را به قراضه تبديل ميكرد و از كشور خارج مينمود و سه دلار ميفروخت. سه دلار با 25 تومان چقدر فاصله دارد و همه به قاچاق افتاده بودند. هي ميگويند سهميهبندي، خب شما ديديد كه در دوره سهميهبندي چه شد. ما سهميه مي داديم ولي سر از بازار آزاد احتكار در ميآورد. اكنون اكثر محصولات داخلي كشور ديگر دو بازاري نيست. 1370.4.22 28- استقراض گفتم در خارج حدود 12 ميليارد دلار تعهد ارزي داشتيم كه اينها خريدهاي نسيه و گشايش اعتبارات بود و بدهي به بانك مركزي در طول اين مدت كه عراق از بيرون قرض ميكرد. ما مخارجمان را از بانك مركزي ميگرفتيم و هر سال كسر بودجه تا اينكه جمع و رقم وحشتناكي شد. مثلاً صندوقهاي بازنشستگي بسيار در طول سالهاي چند آنطور كه لازم است به آنها پرداخته شود، توجه نشد و ترفيعاتي كه نيروهاي نظامي بايد ميگرفتند نگرفته بودند و طلبكار بودند. خيلي از فوقالعادههايي كه بايد نظاميان ميگرفتند نگرفتند و بدهي از اين قبيل مسئله سوم مسئوليتي كه نظام در برابر رزمندگان و خانوادههاي آسيبديده از جنگ داشت. خب اين همه شهيد و خانواده شهيد و خانواده اسير و اسير و جانبازان و اين همه رزمنده كه عمر و جوانيشان را در جبهه طي كرده بودند. اينها نوعاً از طبقات محروم روستاها و مردم مستضعف بودند كه خب در دوران جنگ حسابي خدمات بسيجي اينها را با مشكلات اقتصادي روبهرو كرده بود. 1370.5.19 29 – بدترين دردها طرحهاي نيمه تمامي كه روي دست دولت مانده بود. شايد بدترين دردها بود. كسي هم احساس نميكند آن روز محاسبه كرديم ديديم حدود 500 ميليارد تومان طرح نيمه ساخته روي دست دولت و ملت جمهوري اسلامي ايران مانده ممكن است بعضيها بگويند طرح نيمه تمام حالا باشد اين خودش ثروتي است بله اين مقدار نعمتي است ولي وضع تأخير يك مصيبت و مشكل غيرقابل تحملي است. من حالا عرض ميكنم، اولاً رقم 500 ميليارد تومان بدانيد با بودجه عمراني كه ما آن زمان داشتيم يعني حدود شش برابر بودجه يكسال ما. يعني به اندازه شش سال كه ما بودجه بريزيم اين طرحها را ميتوانستيم در برنامه عمراني قرار دهيم. تا خبر طرح يعني چه؟ مثلاً فولاد مباركه كه يكي از طرحهاي ما بود. اگر در زمان خودش اين طرح اجرا ميشد و در زمان خودش محصولش به بازار ميآمد بسياري از مشكلات را برطرف ميكرد مثلاً ورق آهن، يعني حدود دو ميليون تن ورق آهن كه الآن مصرف ما در كشور خيلي كمتر از اين است. تأخير در پايان اين طرح يعني اين. آن روزها حدود 30 ميليارد تومان هزينه آن بود. ولي حالا حدود 80 ميليارد تومان شده و اين تأخير يعني سه برابر شدن هزينهها. شما اگر خودتان احداث خانهاي را در سال 62 شروع كرده باشيد و روي دست شما مانده باشد و خرده خرده ساخته باشيد تا به حال ميفهميد كه تفاوت قيمت يعني چي يعني آن سال، چند تمام ميشد و امسال براي شما چند تمام ميشود. انتظار نيروها و تورمي كه ايجاد ميكند. چون اين طرحها دائماً پول ميخورد بدون اينكه محصولي به ما بدهد. ما 500 ميليارد تومان اينگونه طرحها را داشتيم، پتروشيمي بندر امام، نيروگاه بوشهر و شهيد رجايي و چوب و كاغذ مازندران و راهآهن بافق - بندرعباس اينها طرحهاي بزرگ است و طرحهاي كوچك از اين قبيل مانند سرب و روي زنجان و همه اينها براي مملكت حياتي و چيزهايي بود كه ضرورت زندگي بود. 1370.5.19 30 - عقب ماندگي عقبماندگي در امكانات زيربنايي بود كه اين ده سال يك مشكل بسيار بسيار سنگين و غيرقابل تحملي را بر دوش شما مردم گذاشته است و زياد نياز به توضيح ندارد. خودتان ميدانيد يعني مثلاً ما راههايي كه نساختيم، راهآهنهايي كه نساختيم، نيروگاههايي كه نساختيم، و وسايل حمل و نقلي كه نخريديم. لولهكشي آب، گاز و لولهكشيهاي ديگر و چيزهايي از اين قبيل، جنگلها و مراتع كه با نساختن سد در حال از بين رفتن است. شما ببينيد از اين ناحيه چه اشكالات عظيمي براي مردم فراهم شده است. وقتي آن روز را محاسبه كرديم يك رقم عظيمي را با يك سرعت عمل فوقالعاده و نيروي انساني عظيمي را لازم داشتيم تا ما اين هفت تا هشت سال را جبران كنيم و به وضع روز برسانيم. 1370.5.19 31- 500 شهر راكد وضع شهرداريهاي كشور، حدود 500 شهر در كشور هست كه نتوانستند خودشان را به روز برسانند خيابانها، ميادين، پاركها، آب، برق و... خب در تهران زندگي ميكنيد و وضع شهر را ميديديد شهرهاي ديگر از اينجا بدتر بود. باز قدري به تهران رسيدگي ميشد 500 شهر راكد و 10 سال عقب مانده كه همه چيزشان عقب بود. از سينما، ورزشگاه و از كتابخانه از آب و برق و... و آن چيزي كه وسيله ضروري زندگي است عقب و راكد مانده به اضافه اينكه ماشينآلات اينها به جبهه رفته بود. شهرداريها از ما مطالبات ماشينآلات ميكنند كه ما بايد به آنها بدهيم چراكه مال مردم است و از عوارض گرفته شده است. 1370.5.19 32- افت توليد مشكل بعدي ما كه باز از اينها مشكلتر است افت توليد است. توليد در كشور بشدت نزول كرده بود، بعد از انقلاب ما، در آن دو سال اول نتوانستيم توليد را سامان دهيم، مديريتها بهم خورد، خيلي از مديران فرار كردند، كارخانهها مصادره شد، سرمايهها را بردند و اين ده سال افت توليد جيب مردم را خالي كرد. من فقط يك رقم را ميگويم و شما ميتوانيد بفهميد معناي توليد يعني چه؟ توليد ناخالص ملي يكي از شاخصهاي اساسي رونق اقتصادي كشور است كه ميگويند اين مقدار توليد در كشور بوده و قبل از انقلاب هم مطلوب نبوده و بعد از انقلاب تا اين مدت به اين شكل درآمده، وضع توليد ناخالص اينطوري شده كه اگر يك نفر ايراني از مجموعه توليدات كشور، مثلاً 40 هزار تومان سهمش ميشده، در سال 67 كه ما برنامه را بررسي كرديم، 20 هزار تومان سهم ميبرد. حتماً معناي اين را درك ميكنيد و دو دليل هم داشت يكي اينكه توليد كم شده و يكي جمعيت زياد شده بود. 1370.5.19 33- فقر مضاعف سهم سرانه ما از توليد در سال 67، 23 هزار ريال بود كه در اوج خوبي آن نزديك به 40 هزار تومان بوده است، يعني 53 درصد ما داشتيم و هر ايراني در اين دوران 50 درصد فقير شده بود. فقر واقعي يعني اين و بقيه چيزها را آدم نميفهمد. حالا خانهاش، فرشش، غذايش چطوري است، اينها را هر كسي ميتواند در معيارهاي اقتصادي تحمل كند و مسائل خاص خودش را دارد. اما فقر واقعي در اقتصاد كشور يعني كم شدن توليد سرانه و ما دچار اين مصيبت شده بوديم يعني جامعه ايراني را وقتي محاسبه كرديم درآمد هر فردش در مجموع توليدات كشور تقريباً نزديك 50 درصد كم شده بود كه اين فقر را خيال ميكنيم كه با فشارها و تقسيمها و سهميهبنديها و امثال اينها بتوانيم جبران كنيم كه فقر جبران نميشود. اگر دولت موفق باشد فقر را ميتواند به صورت صحيح بين افراد تقسيم كند. اگر نظام توزيع درست باشد، هنرش اين است كه اين فقر را تقسيم كند و همه كم بخورند، كم بپوشند كه ما اين كار را نتوانستيم انجام دهيم. شما در زمان جنگ ديديد كه يك عده زالوصفت ماندند و نه در جنگ شركت كردند و رفتند در بازار سياه و از اين چند نرخيها استفاده كردند و آنها هم اين فقر را نسبت به طبقه مستضعف قويتر كردند. بنابراين طبقه مستضعف ما فقر مضاعف داشت. 1370.5.19 34- مرض خطرناك در كشوري كه توليد نيست، سرمايهگذاري هم نيست يكي از ارقامي كه خيلي سقوط كرده بود سرمايهگذاري بود بخش خصوصي سرمايهگذاري جدي نميكرد و دولت هم چيزي نداشت، لذا بيكاري بود، اين مشكل بيكاري يك مرض بسيار خطرناكي است كه عوارض آن در جاهاي ديگر مشخص ميشود. كارهاي دلالي رشد ميكند كه خودش ضرر دارد. كارهاي دست فروشي و تكراري، يك كالا به جاي اينكه از مزرعه بيايد و به دست مصرفكننده برسد در اين ميان چند نفر نانخور پيدا ميكند تا به دست مردم برسد. يكي با فروش آدامس خودش را سير ميكند، يكي با فروش سيگار، يكي با فروش يك تكه يخ خودش را سير ميكند، ديگري با فروش دستمالي كه از اين مغازه ميگيرد و در خيابان ميفروشد خودش را سير ميكند، خوب اين كه كار نيست، اينها تحمل كردن مخارج اضافي بر مصرفكننده است. قاچاق به همين دليل رشد پيدا كرد حال آنهايي كه به دنبال قاچاق ميرفتند، سرانشان فاسد و پولپرست بودند اما عوامل اينها مردم مستأصلي بودند كه زندگي اينها را به قاچاق ميرساند و اين هم مشكل جدي ديگر. 1370.5.19 35- مقررات دست و پاگير ما دچار يك تمركز كمرشكن اداري شده بوديم كه به خاطر سهميه كردن كالا و انحصاري كردن صادرات و واردات، زندگي اقتصادي، دست دولت بايد در همه جا باشد و دائماً براي اينكه مأموران را حفظ كنيم، قانون و آئيننامه و تعزيرات گذرانديم. آنقدر قانون حفاظتكننده براي حفظ اين تمركز گذاشتهايم كه حالا وقتي ميخواهيم چيزي را اصلاح كنيم ميبينيم كه يك كتاب آئيننامه و قانون داريم، ما ميخواستيم صادرات را تسريع كنيم ميديديم يك نفر آدم صادراتچي حدود 70 تا 80 جا بايد مراجعه كند. وقتي جنسي از خارج وارد ميشود براي آزاد كردن آن از گمرك گاهي آنقدر اين مقررات طول ميكشد كه جنس در گمرك به صورت كالاي متروكه درميآيد و يا فاسد ميشود. و دلالي در اين وسط بوجود آمده به عنوان يك حرفه پيچيده فني كه چگونه آزاد كند و چگونه صادر نمايد و اين تمركز آنقدر مشكل و دست و پاگير است كه شايد تا به حال دهها مورد آن را در اين لنگرگاهها و جاهاي حساس حل كرديم ولي باز ميبينيم هنوز دست و پاي ملت بسته است. 1370.5.19 36- فرسودگي كارخانهها مشكل مهم ديگري كه ما گرفتار آن بوديم و هنوز هم حل نشده و در بعضي از جاها مشكل خاصي داريم، فرسودگي كارخانجات ماست. خوب اين كارخانجاتي كه حالا كار ميكند نوعاً چيزهايي هستند كه در سالهاي 50 تا 60 تهيه شده بودند. اينها هم كهنه هستند و هم قديمياند و هم نميتوانند با كارخانههاي جديدي كه در دنيا هست رقابت كنند و هم قطعات يدكي ندارند و اين مشكل، كارخانه را از بازدهي مناسب مياندازد. در كنار اين مسئله خالي بودن انبارها مشكل ديگري بود. يعني مواد اوليه ندارد و اگر امروز كار كند نميداند كه فردا چه خواهد شد. 1370.5.19 37- وابستگي به يارانهها مشكل ديگر، مشكل وابستگي شديد مردم ما به سوبسيد و هزينه دولت بود عمده زندگي مردم اعم از نانشان، قندشان، چايشان و گوشتشان و شكر و روغن نباتي وابسته به كمك دولت شده بود. شما ببينيد اكنون در هيچ كجاي دنيا اينطوري نيست و هيچ كشوري حتي كمونيستها هم اينطوري عمل نميكردند. خوب يك جامعه اقتصادي از لحاظ اصولي فني دستش و چشمش به دست دولت باشد كه سر ماه يك كيلو شكر و مرغ بدهد و اگر ندهد زندگي او فلج است. زندگي سوبسيدي، زندگي كوپني اصلاً حركت را در جامعه كند كرد و به ناچار اين را انتخاب كرديم، تنها دوايي بود كه ميتوانستيم در آن شرايط به مردم بدهيم. و اين هنوز روي دستمان مانده و براي حل آن مشكل داريم و آسان نيست كه يك دفعه حمايت دولت را برداريم و بنا هم نداريم تا اين كار را انجام دهيم. 1370.5.19 38- ناتواني از رسيدگي به محرومان مشكل ديگر، محروميت شديد بخشهاي محروم كشور بود. يكي از آرزوهاي ما، در انقلاب اين بود كه به محرومها برسيم و اين فاصلهها را كم كنيم. نزديك 50 درصد جامعه ما يعني بخشهاي كشور ما محروم هستند يعني از استانداردي كه ما، در شهرها از آن برخورداريم، آنها برخوردار نيستند مثل آب، برق، آموزش، بهداشت، راه و كار و امثال اينها، خب اين درد كه از زمان شاه مانده بود و ما اميد اصلاح آن را داشتيم و در اين مدت هم به مردم وعده داده بوديم نتوانستيم به نقاط محروم برسيم، گرچه همه تلاش دولت و مجلس اين بود كه يك مقداري كه داريم به نقاط محروم برسانيم ولي اين مقدار ناچيز كه آنها را غني نميكرد. 1370.5.19 39 – نفت ما را نميخريدند مشكل ديگر، ادامه محاصره بود، عليرغم اظهاراتي كه ميشد ما از محاصره بيرون نيامده بوديم، و هنوز هم بيرون نيامدهايم. و در محاصره هستيم و تا به حال كسي هم كمك درستي به ما نكرده است. آنهايي كه بايد از ما نفت ميخريدند نميخريدند، آنكه بايد جنس صادراتي ما را بخرد نميخريد، ما تقريباً همان محاصره زمان جنگ را داشتيم و هنوز هم خيلي از آنها را داريم. آلمان به قراردادش در مورد اتمام نيروگاه بوشهر عمل نميكند، نيروگاهي كه ما 85 درصد مخارج آن را پرداختهايم. امريكا هنوز حاضر نيست پولهاي ما را بپردازد. اينكه فرانسه پول ما را نپرداخته، اينكه ژاپن حاضر نشد پتروشيمي كه تا 90 درصد آن تمام شده را تكميل كند، اينها سندهاي جدي محاصره ماست. و بر همه اينها مشكلات و حوادث عجيبي كه ما داشتيم از قبيل زلزله، سيل و آوارگان عراقي و امثال اينها كه اضافه شد اينها در محاسبات آن زمان نبود. 1370.5.19 40- شاخصها بدتر شد شاخصها در سال 67 بدتر شد چون مردم توقعات بعد از جنگ پيدا كردند، دولت درآمد بعد از جنگ پيدا نكرد و مخارج جنگ هم مانده بود و خيلي از مشكلات مثل دردهاي خاصي كه تا گرم است خودش را نشان نميدهد در بقيه سال 67 خودش را نشان داد كه حال آثار آن را شما مشاهده ميكنيد. ما بيشترين كسر بودجه را در سال 67 پيدا كرديم، در سالهاي قبل كسر بودجه به اين نسبت نبود، نصف بودجه ما در سال 67 كسري داشت. 1/50 درصد رشد كسري بودجه ما، از حدود 400 ميليارد توماني كه ما خرج كرديم حدود يكصد ميلياردش را از بانك قرض كرديم، خب اين نتيجه همان چند ماهي بود كه بعد از جنگ با آن شرايط گرفتار شديم و اين تورم ما بود. آن توليد ناخالص را براي شما گفتم، مقايسه عملكرد بودجه عمراني ما بودجه جاري بسيار اسفانگيز است. در سال 67 به قيمت ثابت ما حدود 30 ميليارد تومان البته در بودجه رقم بيشتر بود ولي قيمت ثابت را عرض ميكنم خرج كرديم ولي بودجه جاري آن رقم هنگفت بود كه حدود پنج برابر و نيم بودجه جاري از بودجه عمراني ما بيشتر بود و اين مصيبت است يعني يك كشور در حال ساخت اگر يك چنين وضعيتي داشته باشد يعني ورشكستگي يعني هيچ. اين مبلغ يعني نگه داشتن همان طرحهاي در جا و هيچ چيزي پيش نرود و اين وضع ما بود. ما با توجه به اين وضع كشور، سياستهايي را ترسيم كرديم، راههاي پيدا كردن امكانات جديد و در آمدن از اين تنگناها. من يك مطلبي از مسئله تورم را ديدم و آمدم كه براي شما بخوانم و ببينيد كه سير تورم در سال 53 تاكنون كه به عنوان ارقام رسمي كشور تلقي ميشود، در سال 53 تورم شديد شروع شده موقعي كه نفت ما دفعتاً گران شده و آن مسائل خاص بوجود آمده بود. 50/15 درصد ميزان تورم در سال 53 بود، در سال 54 اين رقم 9/9 درصد، در سال پنجاه و پنج 4/16 درصد، در سال پنجاه و شش 9/24 درصد، در سال پنجاه و هفت كه انقلاب به وقوع پيوست و تا حدودي هم روحيه انقلابي حاكم شد و قيمتها ارزان شده بود 9/9 درصد يعني حدود 10 درصد تورم در آن سال نمايان شد، در سال پنجاه و هشت 2/11 درصد كه دوباره رو به رشد نهاده، در سال پنجاه و نه 5/23 درصد كه جنگ نيز همزمان آغاز شد كه يك دفعه به بالا كشيد. در سالهاي 60 و 61، 23 درصد و 1/19 كه سه درصد فروكش نمود چراكه قيمت نفت تا حدودي گرانتر شده بود و ما هم اقدام به صدور نفت نموده بوديم. در مقابل مقداري هم واردات داشتيم كه اينها مؤثر بود، در سال شصت و دو 7/14 درصد و در سال شصت و سه 10/10 درصد مجدداً باز هم تعديل يافت، در سال 64 بهترين سال ما بود كه در آن سال ارز ما زياد شده بود و به كارخانهها ارز واگذار نموديم، همانند سال گذشته كه توليد بالا رفت و به ميزان 5/6 درصد رسيد. دوباره از سال 65 افزايش يافت يعني در سال 65 به 6/23 درصد رسيد، در سال 66 به 8/27 درصد رسيد كه خيلي رشد داشته است. سال 67 به 9/28 درصد و آخرين سالي بود كه مربوط به دوران پيش از برنامه بوده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:51 توسط رامين چرومي
|
|
||
|
|
|
|
|
رنگ كردن مردم» توسط نامزدهاي انتخاباتي شگردي نوين است كه هم با اسلام در ستيز است و هم انسانيت مردم را لگدمال ميكند ولي اين واقعه رخ داده است. فرقي هم نمي كند كه نامزد «راست ناراست» باشد يا «چپ منحرف». البته يكي بدون نشان «رنگ» ميكند، يعني به دنبال اقتصاد شكوفاي «رضاخاني» و به قول او «رضاشاهي» است و توسعه «هاشمي رفسنجاني» و دو تن ديگر آشكار و با نشان به رنگ كردن ملت پرداختهاند. واي به حال ملتي كه يكي به رنگ «كفن» و ديگري به «رنگ لجن» و سومي به «رنگ عدم»، او را رنگ كردهاند. چرا رنگ لجن؟! زيرا رنگ سبز كه نزد مردم مقدس است، آنگاه كه در آرايش زنان بدحجاب و بهتر است گفته شود بيحجاب و طوق گردن مردان و پسران عملي ميشود و پرچم مزين به نامهاي مقدس معصوم عليهالسلام يا در دست زنان و مردان پليد به اهتزاز در ميآيد و يا زيرانداز آنان ميشود، «رنگ لجن»ي است كه محتواي گفتمان و سابقه و لاحقه اصلاحطلبي برانداز را مينماياند كه با «عوامفريبي» و «خرافهگرايي» شعور و كرامت شيعه را به بازي گرفته است. احمدينژاد و حاميانش در اين ميان «رنگ خدا» را انتخاب كردهاند. كه همان رنگ حسين عليهالسلام است. اين رنگ در «چادر زهرايي زنان و دختران» و در «وقار و سلامت مردان و پسراني» است كه «ايمان خداييشان و پشتوانه زهراييشان» چهارسال پيش بر «مافياي قدرت و ثروت» پيروز گشت و با عنايات حضرت صاحب عجلالله تعالي فرجه الشريف، احمدينژاد را به منطقه ممنوعه مافياگران وارد ساخت. هر چند كه از آن روز تا كنون از زمين و هوا بر او و ملت راي داده به او، آتش باريده و ميبارد. رنگ خدا، رنگ حسين عليهالسلام با شعار «يك ياحسين ديگر» در 22خرداد، رنگها و رنگكنندهها و رنگشوندهها را از عرصه حاكميت به اخراج محكوم خواهد كرد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:50 توسط رامين چرومي
|
|
||